داخلی
»مطالب کتابداری
»گاهی دور گاهی نزدیک
لیزنا (گاهی دور / گاهی نزدیک: 70)، سید کاظم حافظیان رضوی، پژوهشگر و کتابدار :
حسن مهرویان مجلس گر چه دل میبرد و دین
بحث ما در لطف طبع و خوبی اخلاق بود (حافظ)
در یک روز تعطیل، با صدای زنگ تلفن همراهم از خواب بیدار میشوم. صدای دوست، به اضطراب بیداری ناگهانیام آرامش میبخشد. در ادامه گفتگو ملزم به نوشتن مطلبی درباره اخلاق کتابداری و کتابداران میشوم به بهانه روز 29 دی «روز اخلاق و مهر ورزی» که بدون شک بهخاطر مصادف شدنش با روز میلاد پیامبری است که دلیل برگزیده شدن خود را تبلیغ و تشویق نوع بشر به داشتن اخلاق نیکو بیان فرموده است.
خبرگزاری وزین و پرآوازه «لیزنا» که حالا دیگر مخاطبین حرفهای خود را در بین اهالی کتابداری و اطلاعرسانی پیدا کرده و اقبال خوبی هم یافته از حقیر که جرمش تدریس درس «اخلاق کتابداری» بوده است، خواسته که تکلیفی را به انجام رسانم . به دیده منّت، خواست موجه دوستان بر اساس اصول اخلاقی باید انجام شود.
اما بعد، معمولاً منشورهای اخلاقی برای حرفهها و رشتههایی تدوین میشوند که در همکنشی (تعامل) با دیگران هستند. در حرفۀ ما تدوین اصول اخلاقی و طرح آنها نیز به همین دلیل و به منظور بهبود بخشیدن روابط انسانی و در نتیجه افزایش کارآرایی فرد (کتابدار) و بهرهوری مجموعه (کتابخانه) و خدمات است.
بارها شنیده و خواندهام که برخورد غیراخلاقی یک کتابدار برای همیشه باعث عدم مراجعه مجدد استفادهکننده به کتابخانهای شده است، برعکس رفتار خوب کتابداری دیگر، عامل اثرگذار و ماندگار بر مراجعهکننده و تداوم حضور وی.
در حوزه علوم کتابداری و اطلاع رسانی یا به قول امروزی ها «علم اطلاعات و دانششناسی»به دو مجموعه از اخلاقیات باید تأکید شود:
1) اصول اخلاقی حاکم بر فرد کتابدار در رابطه با خودش
2) اصول اخلاقی حاکم بر روابط انسانی و کاری در محیط کتابخانه با مراجعهکنندگان و همکاران
در مورد نکته اوّل از نوشته جناب عَمروبن بَحرجاحظ (160-255ق) در کتاب التّاج مدد میگیرم و آنچه وی در حدود هزار و دویست سال بیش اشاره کرده است را در این مقال بسنده میداند ، جاحظ مینویسد:
«گَنجوُر (کتابدار) همنشین پادشاه بوده، زیرا که ندیم باید خردمند و دانشمند و مردمشناس، ادیب و هنرمند و زبانشناس، گرانمایه با دانشی گسترده و سخنشناس باشد».
بر اساس تعریف جاحظ، تکلیف کتابداران در هر عصری با خودشان روشن است و با وجود نمونههایی همچون هوشنگ اعلم، محمد تقی دانشپژوه، ایرج افشار، عباس حرّی، نورالله مرادی، پوری سلطانی، کامران فانی، نوشآفرین انصاری و صدها ستاره راهنمای دیگر در ایران و در روزگار ما به این تذکر باید بسنده کرد که: کتابداران در درجه اوّل موظّف به افزایش دانش و آگاهی خود هستند تا در امروز و فردا اثرگذار باشند.
من از کتابدارانی که در عصر اطلاعات با مطالعۀ مداوم بیگانهاند در شگفتم و ترجیح میدهم سربسته تا همین حد اشاره کنم.
شوق مرور نشریات، کتابها، سایتها دیدن نمایشگاهها ، فیلمها، موزهها. عضویت در انجمنهای حرفهای مربوط، شرکت در نشستها، همایشها و کارگاههای آموزشی و مخلصِ کلام درگیر بودن با جنبههای گوناگون حرفهای باید از اخلاقیات فردی کتابداران باشد.
اما در بحث دوم، آنچه در اخلاق کتابداری باید توجه شود. چندی پیش در گفتگو با دانشجوی عزیزی که در جریان تدوین پایاننامه بود گفتم: آنچه بیش از همه کتابخانهای را دلانگیز میکند ، حضور کتابدار یا کتابداران با اخلاق و خوشبرخورد است. کتابدارانی که با روی باز، دانشی متعارف، مشرف به منابع اطلاعاتی و با کرامت و بخشنده و آشنا با امکانات بهرهگیری مناسب از کتابخانه با مراجعان همراهی میکنند. دوست دانشجو که موضوع پایاننامه اش دلانگیزسازی کتابخانه بود با تعجب گفت: چقدر جالب تا کنون به چنین نکتهای در دلانگیزی کتابخانه توجه نکرده بودم!
دوست و همکار عزیز و دیرینم سیّد ابراهیم عمرانی، چندی پیش چند تصویر زیبا به لطف و یمن امکانات پست الکترونیکی از کتابخانهای مدرن و عمومی در دیار فرزانگان برایم ارسال نموده بود. کتابخانههایی بسیار زیبا که معماری آنها در عین لطافت بود اما همراه با مولفههای عصر دیجیتال و از این حرف ها، یقین دارم و به تجربه به من ثابت شده در این کتابخانهها کتابدارانی با ویژگیهای پیشگفته خدمت میکنند که بهرهوری امکانات را چند برابر میکنند.
به دوستان و همکاران عزیز کتابدارم در انواع کتابخانهها و گروههای علم اطلاعات و دانششناسی توصیه میکنم: «اگر لبخند بلد نیستید، کتابدار نشوید». خدا میداند این لبخند در کتابخانه و در برخورد با مراجعهکننده چه درّ و گوهری است.
اصول اخلاقی همچون عدم تحمیل عقیده، خودداری از برخورد خطی (به معنی سیاسی) با نوشتهها، برخورداری از راستگویی در ارائه اطلاعات و منابع، تلاش برای فراهمآوری بیشترین اطلاعات مورد نیاز مراجعان، مدارای علمی، اقدام برای مناسبسازی فضای مطالعه، کسب اعتماد اعضای کتابخانه و جذب همکاری آنها، آموزش مراجعان و اقدامات مطلوب دیگری از اینگونه بدون شک از جمله اخلاقیاتی است که کتابداران در پرتو آموزش و آگاهی حرفهای به آنها باید پایبند باشند.
به قول دوستی دیر آشنا: «پس این فرهنگهِ و کتاب خواندنهِ کجا باید بهکار آید؟!».
فرصت را غنیمت شمرده میلاد رسول اخلاق و مهرورزی و فرزندش صادق دانشمند را تبریک میگویم.
5. به یکی از استادها که با بچه اش به کتابخانه آمده بود لبخند زدیم و خواستیم با یک جلد فرهنگنامه کودکان و نوجوانان شورا سرش را گرم کنیم تا مزاحم جستجوی مامانش نشود، بچه رفت در گوش مامان استادش گفت: مامی فکر کنم این آقا یا دیوونه اس یا از اون آدم بداس که بچه ها رو گول میزنن، گوشیتو بده انگری بردزمو بازی کنم!
خلاصه ما به هرکه لبخند زدیم به قول مرحوم قیصر خِنجر رو تا دسته کرد توی شیکممان! نمیدانم مشکل از طرز لبخند زدن ماست یا اصلا نباید توی این مملکت لبخند زد تا همه فکر کنند آدم مهم و کاربلدی هستی و گلاب به روتان لوله هنگت خیلی آب ورمیدارد
ما هرچه لبخند می زنیم توی کتابخانه امان و توی جامعه جواب برعکس می دهد شما که معلم اخلاق ما کتابداران هستید درد ما را چاره کنید:
1. به خانم دانشجویی لبخند زدیم فکر کرد مرض داریم نزدیک بود انسیکلوپدیا را درقی بکوبد سرمان و بعد هم گذاشت رفت پی کارش
2. به رییسمان لبخند زدیم و بعد راجع به اهمیت خرید نسخه دیجیتال نرم افزار کتابخانه امان و رفتن روی محیط وب روایات موکد و صحیح خواندیم، در حالی که داشت تلفنش را جواب می داد پرسید مرگ من! شیرینی قول آی پد داده اند یا ناهار!
3.به دانشجوهایی که برای آشنایی با دیتابیس های تخصصی حرفه امان به کارگاه آموزشی آمده بودند، لبخند زدیم والله نزدیک بود آخر کلاس سوار گردنمان شوند!
جوابش یک کلمه هست : سیستم کتابخانه ها منو فلج کرده .بعد از 17سال خدمت در کتابخانه ها آنچه باقی مونده دلزدگی دلمردگی هست .راستی استاد تا بحال دیده اید کسی به شما بگویید که این حق شماست ولی ما باید اون تصویب کنیم .وقتی مدیری میاید کتابونه که مچگیری کنه ...قانون از شما پنهان کنه ...شمارو به اخراج کردن تهدید کنه...و ما برای اینه فرزندانتون گرسنه نمونند احتمالا و با عرض پوزش روبه مزاج میشیم!!!!!
سپاسگزارم