دیدگاههای لیزنا؛ آزادی بیان در کنار مسئولیتپذیری

سیدابراهیم عمرانی/ مهسا فردحسینی
لیزنا؛ سید ابراهیم عمرانی، سردبیر: این یادداشت مشترک منِ سردبیر و خانم مدیر مسئولِ لیزنا است، که به ترتیب مینویسیم و هر کدام خود مسئولیت نوشته خودمان را برعهده داریم.
من: مساله این است. اینجا ایران است و درباره صندلیهایش که هفته پیش برایتان نوشتم. این بار هم صحبت من چندان بی ربط به صندلیها نیست. مسالهای مطرح میشود. عده ای موافقند و عده ای مخالف. هر دوگروه نظر دارند، و میخواهند بنویسند. هر یک جهت نگاهشان به یکی از صندلی ها است. و قبل از نوشتن با خود فکر می کند که اگر بنویسم، فردا بازخواست و حتی از کار برکنار و اخراج نمیشوم؟ و چندان هم به اشتباه تردید نمیکنند.
اینجا ممالک محروسه ایران است و به قول مهدی اخوان ثالث "ملانصرالدین شاه قاجار" اصلا طاقت ندارد که رعیت در حضور اعلیحضرت قدر قدرت قویشوکتشان سر بلند کنند، چه رسد به اینکه بخواهند نُطُق بکشند، حتی وقتی بر تخت روان نشسته و بر شانه فراشان از این سوی بازار به سوی دیگر بازار برده میشدند،کسی پیشاپیش میدوید و فریاد میزد کور شو، دور شو. رعیت نباید ببیند و بشنود و در صورت امکان نباید بفهمد. وهمان که هفته پیش نوشتم، سلطان سایه خدا بر زمین است و وقتی اراده می کند: کن فیکون، امر میکنم پس بشو.
از یک زاویه باید گفت برخی رعایای پادشاهان ایران همه تعادل خویش از شوخی و خنده می گیرند و همه چیز را با جوک و هجو پشت سر میگذارند و اگر هم جایی حرفی جدی برای گفتن داشته باشند، دور و بر را نگاه میکنند تا ببینند اگر بگویند مورد مواخذه قرار می گیرند؟ و نتیجه اینکه در اغلب موارد دوست دارد که نظرش را بدون اینکه شناخته شود بگوید و این از خواص مثبت دیکتاتوری 2600 ساله تاریخی و طولانی مدت ایران است.
دلایل بسیاری برای این امر در جهان بر میشمارند، از آنان که در یونان باستان تحقیق کردهاند و درباره دولتشهرها و شهر/پولیس را تجلیل کردهاند و از شیوههای شبه تئاتری در میادین پولیسها و گفتگوهای صریح مردم و مسئولین سخن گفتهاند، تا شیوه تولید آسیایی، و امپراطوریهای بزرگ و تک فرمانروا. حتی در کتابهایی که به آناتومی قدرت پرداختهاند؛ و حتی در اثر برجسته هنری و ادبی، مانند قصه معصوم اول هوشنگ گلشیری که بهمن فرمانآرا از آن فیلم سایه های بلند باد را ساخت. همه از قدرتی که مردم به فرد یا هیاتی میبخشند و در میان مدت فرد / هیات تبدیل به صاحب قدرت، و تبدیل به موجودی میشود که باید در برابرش سر تعظیم فرود بیاوری ودم بر نیاوری. حال همین را تعمیم بدهیم که چرا در کشوری باستانی مانند ایران در فرمهای ادبی ما شعر بر سایر وجوه اولویت دارد تا جائیکه ما داستانسرایی برجسته چون نظامی را بیشتر به عنوان شاعر میشناسیم و نه داستانسرا و شاعری مانند شکسپیر را به نمایشنامه نویسی میشناسیم نه شعر. حالا به من نگوئید این چه ربطی به مساله دیکتاتوری دارد. چون واضح است که در شرایط دیکتاتوری شاعر میتواند با هزار ترفند حرفش را بزند و فقط آنان که درکی از مسایل دارند موضوع را بگیرند و به این ترتیب از زیر ضرب چماق انوشیروانهای عادل خارج میشوند. بالاخره صاحبان قدرت یا همان صندلی، یا باید حرفت را نشناسند و نفهمند و یا باید خودت را نشناسند و نفهمند. و من که در 1405 زندگی میکنم باور دارم آنانکه بلد نیستند شعر بگویند، باید بتوانند حرفشان را بزنند، بدون اینکه معیشتشان تهدید شود.
بگذریم صحبت بر سر لیزنا است و نظرات یا همان دیدگاههای خوانندگان یا به قول دوستان کامنتها.
خوانندگان لیزنا دیدگاههای زیادی برایمان مینوشتند و هم اکنون هم مینویسند، ولی همانطور که شاهد بودید، اغلب بدون نام بود، به ویژه اگر جایی خدمت میکردند که با نوشتن نام خود، موقعیت شغلی خود را در خطر میدیدند و بدون تعارف فکر میکردند که از نان خوردن میافتند. خوب حالا چرا لیزنا به این مساله واکنش نشان میدهد که توضیح میدهیم.
از وقتی که سایت در سال جاری به روز رسانی شد و امکانات بیشتر در سایت گذاشته شد، تلاش شد با تجربههای قبلی با گذاشتن پارهای امکانات، کمبود نیروی انسانی خود را جبران کنیم. یکی ازجاهایی که به شدت فشار داشتیم، بخش نظرات خوانندگان بود که وقت زیادی از نیروی کم ما میگرفت. یکی به علت Spam های بیشمار و دیگری دیدگاههای خارج از دامنه ادب و نزاکت و حتی تهمتهای بدون سند. پیامهای برخی از افراد میبایست بر اساس مرامنامه کنترل و حذف میشد تا میماند آنچه باید منتشر شوند.
برای این منظور شیوه گذاشتن دیدگاه ها تغییر یافت و مانند بسیاری از سایتها به سمت محدود کردن Spam ها رفتیم. این مساله سبب شد که قبل از ارسال دیدگاه کاربران مجبور به دادن شماره تلفن شدهاند و همین مطلب مورد اعتراض برخی عزیزان شده است. نتیجه اینکه میبینیم که تعداد نظرهای ارسالی خیلی کم شده. البته تعداد نظرهای تایید و منتشر شده خیلی کمتر نشده شاید 10% کمتر از سابق است، و با اینهمه در گفتگوی داخلی با مدیر مسئول و همکاران لیزنا روی این مساله تاکید کردیم که روش پیشین خود را باید به نحوی مدیریت کنیم که همه بتوانند بدون استفاده ازنام خود نظرشان را بگذارند، ضمن اینکه Spam ها تا جای ممکن کم شوند. و در هر حال ما هم ملزم به رعایت مرامنامه خود خواهیم ماند. اینجا ایران است و ایرانیها باید بتوانند به همان شیوهای که عادت عموم است حرفشان را بزنند.
من اینجا قلم را میدهم به دست مدیر مسئول که راه حل بینابینی لیزنا را برایتان بنویسد.
مهسا فردحسینی، مدیر مسئول: همانطور که آقای عمرانی بیان کردند، ساختار ارسال کامنت یا همان دیدگاهها یا نظرات در نسخه 1405 لیزنا تغییر یافته است و در حقیقت یکی از اهداف اصلی تغییر ساختار ثبت دیدگاهها در نسخه جدید لیزنا، کاهش پیامهای تبلیغاتی و دیدگاههای غیرمرتبط بود، اما تجربه اجرای این تغییر نشان داد که دریافت شماره تلفن همراه، تاثیر مهم دیگری نیز داشته است.
در روش قبلی، ناشناس بودن کامل کاربران این امکان را فراهم میکرد که برخی افراد بدون احساس مسئولیت نسبت به مطالب خود، دیدگاههایی خارج از چارچوب انصاف و اخلاق منتشر کنند. گاهی این نظرات به جای نقد کارشناسی و بیان دیدگاه واقعی، تحت تاثیر اختلافات شخصی، کینهورزی یا با هدف تخریب اشخاص و مجموعهها نوشته میشد.
با اضافه شدن شماره تلفن همراه به فرایند ثبت دیدگاه، شاهد کاهش این نوع پیامها بودهایم. به نظر میرسد همین که کاربران بدانند ثبت نظر کاملا بدون امکان پیگیری نیست، باعث شده در انتخاب کلمات، طرح انتقادها و بیان ادعاهای خود دقت و مسئولیت بیشتری داشته باشند.
البته دریافت شماره تلفن به معنای انتشار هویت افراد نیست و قرار هم نیست کاربران برای بیان دیدگاههای انتقادی، ناچار به انتشار نام و مشخصات خود باشند. هدف این است که ضمن حفظ امکان اظهارنظر بدون نمایش هویت، فضایی فراهم شود که افراد بتوانند آزادانه نقد کنند، اما این آزادی به ابزاری برای توهین، تخریب و انتشار ادعاهای بیاساس تبدیل نشود.
از نگاه فنی، کاهش تعداد دیدگاههای ارسالی بهتنهایی معیار مناسبی برای ارزیابی این تغییر نیست. آنچه اهمیت بیشتری دارد، کیفیت دیدگاهها، کاهش پیامهای نامناسب و فراهم شدن فضای سالمتر برای گفتوگو است. تجربه فعلی نشان میدهد که این تغییر، با وجود برخی محدودیتها، در این زمینه موثر بوده است.
کاربران لیزنا میتوانند با یکبار ثبت نام در سایت برای خود نام کاربری و کلمه عبور انتخاب کنند و هر بار به جای اینکه شماره تماس وارد کنند و منتظر دریافت کد بمانند با نام کاربری وارد شده و بدون ذکر نام خود نظراتشان را بنویسند.
در نهایت، آنچه برای لیزنا اهمیت دارد، صرفا افزایش تعداد دیدگاهها نیست، بلکه شکلگیری فضایی است که در آن نقدها شنیده شوند، دیدگاههای متفاوت مجال طرح داشته باشند و گفتوگوها به دور از توهین و تخریب شکل بگیرند. ما معتقدیم نقد صریح و حتی تند، تا زمانی که منصفانه و مسئولانه باشد، نهتنها تهدیدی برای اشخاص و مجموعهها نیست، بلکه فرصتی برای اصلاح و پیشرفت است. امیدواریم با همراهی مخاطبان، بخش دیدگاههای لیزنا بیش از گذشته به فضایی برای تبادل نظر، نقد سازنده و گفتوگوی حرفهای تبدیل شود؛ فضایی که در آن آزادی بیان و مسئولیتپذیری در کنار یکدیگر معنا پیدا کنند.
عمرانی، سیدابراهیم؛ فردحسینی، مهسا (1405). «دیدگاههای لیزنا؛ آزادی بیان در کنار مسئولیتپذیری»، سخن هفته لیزنا، شماره 813، 27 مهرماه 1405.

سلام.
این شیوه نظر گذاشتن کمی سخت تر از گذشته است ولی در مورد نظر آقای علی پور باید بگویم که جناب آقای علی پور فکر کنم بر روی خبرهای خبرگذاری فارس نظر نگذاشته اند چون آنجا حتما باید عضوی از فارس شوید و ثبت نام کنید تا مجاز به گذاشتن کامنت باشید در لیزنا فقط شماره تماس می خواهند تا کد ارسال کنند
با سلام و احترام.
با اسم و هویت مشخص و درج شماره همراه این پیام را به شما می دهم و به نظرم شما در ابتکار و نوآوری زیاده روی کرده اید و و قضیه را زیادی جدی گرفته اید. یعنی نظراتی که شما دریافت می کنید از خبرگزاری های رسمی کشور مثل مهر و ایسنا و فارس و ... بیشتر است؟ یا بیشتر تحت فشار هستید؟ آن ها چنین ابتکاری را به خرج نداده اند و برای یک کامنت گذاشتن این همه سخت گیری نکرده اند. یعنی به عقل آن ها نمیرسیده است؟ مشکل همان روال سابق چه بود؟ نهایتا می توانستید نظر فرد را تایید نکنید. حداقل افراد بیشتری مشارکت می کردند. این طوری مطمن باشید خیلی ها حوصله شان نمی شود به این سبک و سیاق شما نظر بدهند. شاید برایتان مهم نباشد که اگر برایتان مهم نباشد پس حرفه ای نیستید و در مجموع مگر شما بابت یک پست، چقدر نظر دریافت می کردید که این رویه را بنا نهادید؟ و نظرات که نظرات سیاسی و امنیتی نبوده که این کار را کردید. در کل به تصمیم شما احترام می گذارم ولی جالب نیست.