آن سرشت زلال

پوری سلطانی
پوری سلطانی
لیزنا، پوری سلطانی، بنیانگذار کتابداری نوین ایران:
سید ابراهیم عمرانی، سردبیر: دوست عزیزم آقای کاظم حافظیان یادآوری کردند که 14 اردیبهشت سالروز درگذشت دکتر احمد طاهری عراقی است و لازم است از این استاد بی بدیل یاد شود و باز پیشنهاد ایشان بود که مقالهای را که پوری سلطانی در سوگ این استاد برای "یادنامه دکتر طاهری عراقی" در ویژهنامه مجله "تحقیقات اسلامی" (جلد6، ش. 1 و 2 ، ص. 9-37) در سال 1370 نوشتند را خلاصه و بازنشر کنیم (مقاله 28 صفحه است) فکر بسیار خوبی بود، لیکن حیف بود که نثر زیبا و محتوای خوب این مقاله خلاصه شود، بنابراین با چند بار زیر و رو کردن مقاله به این نتیجه رسیدیم که بخش آغاز بکار دکتر طاهری عراقی در مرکز خدمات کتابداری تا پایان انتشار رده بندی علوم اسلامی ایشان که برای رده بندی کتابخانه کنگره تدوین شد، را به یاد ایشان منتشر کنیم. البته بخشهای خواندنی دیگر مقاله میماند برعهده خوانندگان عزیز که از منابع دیگر آن را بخوانند.
برای مقدمه، دست به قلم شدم که معرفی کوتاهی از زندگی و آثار استاد بزرگ بنویسم، ولی حیفم آمد که شما را از نثر واقعا پر احساس پوری سلطانی محروم کنم، بنابراین این بخش از مقاله را در اینجا بخوانید و بخشهای دیگر مقاله خانم سلطانی را یا در مجله تحقیقات اسلامی و یا در کتاب فرصت حضور : مجموعه مقالههای کتابداری پوری سلطانی، از انتشارات انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران، با همکاری کتابخانه ملی ایران (1383) مطالعه فرمائید.
شناخت بزرگان، شناخت مسیر زندگی امروز ما است. زندگی را دریابیم.
آن سرشت زلال
نوشته پوری سلطانی
وجود نازنینش در مهرماه 1348 روشنیبخش مرکزی شد که در آن زمان بحث و فحص در امر کتابداری را تازه آغاز کرده بود: "مرکز خدمات کتابداری". سرکار خانم تفضلی که با او در بنیاد فرهنگ ایران همکار بودند معرف حضورش شدند. از خصایل ایشان نکتههای بسیار گفتند و قراری برای ملاقات گذاشته شد. روزی که برای مصاحبه آمد، آرامش، متانت و نجابتش خبر از پرباری و تعمق علمی و ذهنی او میداد. فقط 26 سال داشت. کتابی عربی روی دستمان مانده بود. از او مدد خواستم و کتاب را به دستش دادم. نگاهی به آن کرد و نویسنده را نام برد و محتوای کتاب را شرح داد که از چه مقولهایست و در باب چیست و در چه موضوعی بحث میکند. تیزهوشی و فراستش اعجاب برانگیخت. مصاحبه کوتاه بود و قرار شد بلافاصله به مرکز منتقل شود. اما باید کارهایی را در بنیاد فرهنگ به انجام میرساند. دل نگرانی اینکه نتواند بیاید همواره وجود داشت. خانم تفضلی مراقب بود . سرانجام به مرکز پیوست. در فاصلهای کوتاه به رموز کتابداری و بخصوص خدمات فنی آشنا شد. در برخی از کلاسهای فوق لیسانس کتابداری بطور مستمع آزاد شرکت کرد و با معلومات گستردهاش به خصوص در ادبیات، فلسفه، تاریخ و علوم اسلامی و زبان عربی، راهنمای دیگر همکاران خود گردید.
در کمیته تحقیقاتی که در آن زمان برای حل مسایل و مشکلات کتابداری ایران در مرکز به وجود آمده بود و در فعالیتهای علمی و پژوهشی آن نقش فعالی را ایفا کرد. نام شریفش در اولین آثاری که مرکز خدمات کتابداری منتشر کرد به چشم میخورد. طبع لطیف و جوهر نیکوی او، وارستگی و غنای طبعش، او را محبوب همه کسانی ساخته بود که با او کار میکردند. هر کس یک بار به محضر او راه می یافت پای بند میشد و مصاحبتش را رها نمیکرد. تواضع و خضوعش در مقابل غنی و فقیر، رئیس و مستخدم، و کودک و بزرگسال یکسان مینمود. او خود نمیدانست چگونه بزرگ و کوچک در مکتبش تلمذ میکردند و از فیض وجودش بهره ها میگرفتند. خورشیدی که از ایثار نور وجودش بی اطلاع بود . بی هیچ تردید او از جمله افراد نادری بود که به پرورش تمام نیروهای انسانی خود دست یافته بود !
در مرکز خدمات کتابداری با او در مورد تعیین و تشخیص نام اشهر نویسندگان و مشاهیر عربی و ایرانی و تعیین موضوع کتابهای عربی مشورت میشد و در کمیته تحقیق به پشتوانه دانش گسترده خویش به راه حل بسیاری از معضلات و پیچیدگیهای فهرستنویسی و ردهبندی دست مییافت. در گسترش ردههای زبان و ادبیات در نظام ردهبندی دهدی دیویی کمکهای بسیار نمود و نام نامیاش در هر دو کتاب فوق ذکر شده است. سرانجام مسئولیت تجدید نظر در ردهبندی اسلام و علوم اسلامی را در همان نظام دیویی به عهده گرفت. پیش نویس این طرح در سال 1351 به اتمام رسید و برای آزمایش در مرکز خدمات کتابداری برای رده بندی کتب مربوط به دین اسلام به کار گرفته شد. این آغاز طرح تحقیقاتی عظیمتری قرار گرفت. تدوین علوم اسلامی در نظام گسترش یافته کتابخانه کنگره که کم و بیش به صورت نظامی بینالمللی در غالب کتابخانههای پیشرفته جهان به کار میرفت.
کتابخانه دانشکده الهیات مشهد برای این کار درنظر گرفته شد و ایشان بدانجا اعزام شدند. نتیجه یک ماه کار مداوم که گاهی از روزی دوازده ساعت تجاوز میکزد تصحیح و گسترش طرح اولیه رده اسلام و علوم اسلامی برمبنای نظام کنگره بود. هم در این یک ماه بود که گستردگی معلومات ایشان نسبت به علوم اسلامی از علوم قرآنی و تفسیر گرفته تا کلام و تصوف و آشنائیشان با کتب و رسالات مربوطه اعجاب و تحسین استادانی چون دکتر رامیار، دکتر شانهچی، دکتر فاضل و بسیاری از اساتید آن دانشگاه را برانگیخت. روزی از ایشان سوال شد: با این جوانسالی چگونه این همه کتاب را مرور کردهاید؟ جواب دادند بیشتر آنها را در اراک در سن نوجوانی در مدارس و حوزههای علمیه خواندهاند.
کار تدوین علوم اسلامی در نظام کنگره بدینجا خاتمه نیافت. از آنجا که قرار بود این طرح قابل اعمال در سراسر جهان اسلام باشد، و در نظر علمای عالم اسلام قبول عام یابد، لازم بود بصیرت و دقت کافی بر تدوین آن مبذول میشد. لذا از ایشان درخواست شد که طرح را در چند کشور اسلامی دیگر به محک تجربه درآورند و با علمای اسلامی آن کشورها شور و گفتگو نمایند و با استفاده از کتابخانهها، منابع و مآخذ آنها تغییرات و گسترشهای لازم را در طرح اعمال نمایند.
پس به کشور مصر اعزام شدند و در آنجا با دکتر شنیطی معاون وزارت فرهنگ وقت و مدیرکل سازمان کتاب مصر (الهیئة المصریه العالم للکتاب) بقول خود ایشان "رکن رکین کتاب و کتابشناسی و کتابداری در مصر" و دکتر عبدالوهاب ابوالنور، دکتر در کتابداری و مدرس طبقه بندی علوم اسلامی بود و رسالهشان هم در باب "طبقهبندی علوم اسلامی بود" و بسیاری از علمای الازهر و دانشگاه قاهره طرح مزبور را مورد بررسی و مداقه قرار دادند. در اولین نامهشان از قاهره به تاریخ 8 صبح پنجشنبه 15/2/1973 (26 بهمن 1351) مینویسند:
"..... و اما آقای شنیطی را روز سه شنبه ... دیدم ... قدری صحبت کردیم در باره برنامه و اینکه چه کنیم و برنامه یا بقول مصریها برنامگ را آقای عبدالمنعم موسی طرح کردند که از روسای دارالکتب است و البته با نظر خود بنده و تغییراتی که شخصا" در آن دادم...."
آرامش و متانت و سبکبالی خاصی در وجود او بود، هرگز شتابها و دلشورهها و اضطرابها و واکنشهای عصبی خاص زندگی قرن بیستم در اودیده نمیشد. خلجان ذهنی او انعکاس بیرونی نداشت. کارهایی را که مورد علاقهاش بود، با جدیت ولی در نهایت صبوری و بی هیچ عجله نابجا انجام میداد. دراین اوقات به تدوین رده بندی علوم اسلامی دلگرم بود. در دومین نامهاش از قاهره می نویسد:
".... در این ایام بنده در دارالکتبام در "ادارة الفهرست والتصنیف" (فهرستنویسی و طبقهبندی) و نظام طبقهبندی در اینجا و در تمام کتابخانهها بر شیوه دیویی است. دیوئی گسترش یافته و تعدیل شدة دکتر شنیطی، و من مجبور شدم گسترش اسلام دیوئی خودمان را به عربی ترجمه کنم. دو روز صرف این کار شد و دادم ماشین کردند و در چندین نسخه. در بخش فهرستنویسی و طبقه بندی یک تالار بزرگ است با بیست سی نفر فهرستنویس که ایضا" اکثرا" از بانواناند، و سرپرست این بخش احمد التلبانی. این بخش جز کار فهرستنویسی ، تهیه کتابشناسیهای ماهانه و سالانه را نیز بعهده دارد و متصدی این کار آقای ویلیام. و این آقای ویلیام شکل و شمایل و قد و و قواره او عینهو استاد عبدالله انوار خودمان ولی ده پانزده سال جوانتر، از کسانی که تا کنون طبقهبندی اسلام ما را دیده اند و بررسی کردهاند، همین آقای ویلیام است و دیگر احمد التلبانی و نیز خانم فیضه که از اجله این بخشاند و اکنون عازم آلمان شرقی برای دیدن دورهای. این حضرات طبقهبندی اسلام دیوئی ما را خواندند و بررسی کردند و خیلی خوششان آمد از نظم و نسقش و از گستردگی و وسعتش که میگفتند، مطلقا با طبقهبندی دکتر شنیطی قابل مقایسه نیست. و بناست قسمتهایی از آن را اقتباس کنند و بکار برند. منتهی حرفشان و اشکالشان در این است که چرا 297 را برای اسلام انتخاب کردهایم و نه 210 را. بحث و گفتگو بر سر این مساله مدتی ادامه داشت.
احمد التلبانی میگفت: در کتابخانههای شرق اسلامی آثار اسلامی نسبت به آثار مسیحیت در درجه اول اهمیت است، هم از نظر کیفیت و هم از نظر کمیت. و خواننده وقتی وارد قسمت ادیان میشود، نخست به دنبال آثار اسلام میرود و هیچگاه اسلام را در رده "ادیان دیگر" جستجو نمیکند. و همانطور که در کتابخانههای اروپایی و امریکایی آثار مسیحیت باید در ابتدای طبقه ادیان قرار گیرد و اگر جز این باشد غیر معقول است بهمین گونه در کتابخانههای کشورهای اسلامی نیز باید آثار دین اسلام در آغاز ادیان باشد، و نه در ضمن ادیان دیگر و به علاوه خود دیوئی هم اجازه چنین تغییری را به ما داده است. و شبیه چنین تغییری را خود شما در مورد زبان و ادب فارسی کردهاید که در نتیجه فا8 و فا4 قبل از آثار زبانهای دیگر قرار میگیرد. و صد البته این تغییر شما و این مقدم داشتن شمارة زبان و ادبیات فارسی از نظر قومی و ملی برای کتابخانههای شما لازم میبود. و بهمین گونه است شماره اسلام، که لازم است آثارش در کتابخانههای ما شرقیها مقدم واقع شود.
و من گفتم: دلیل انتخاب شماره 297 جهانی بودن آن است و اینکه در اسلوب جهانی آن تغییر ندهیم و دیگر اینکه غرض از شماره، مشخص کردن نوع کتاب است به هر کیفیت ..... و دیگر اینکه علت انتخاب فا4 و 8 فا برای زبان و ادبیات فارسی، بیشتر به حکم اضطرار از طول شماره بوده .... دیگر از کسانیکه اسلام دیوئی را دیده است آقای نصرالله مبشر طرازی است که حضرتشان سرپرست بخش فهرستنویسی شرقی (فارسی – ترکی) اند، و از افاضل دارالکتب هستند ...... یک روز را تماما بالاتفاق به بررسی آن (گسترش اسلام دیوئی) پرداختیم. در مورد فرق اسلامی ایشان نظر خاصی دارند که با همه بحثها و قیل و قالها مساله همچنان مسکوت عنه ماند و نه بنده توانستم نظر ایشان را بپذیرم و نه ایشان قول ما را قبول کردند .... ."
دکتر طاهری حدود پنج ماه (22 بهمن 1351 – خرداد 1352) در قاهره ماند و بقول خودش علاوه بر دارالکتب و کتابخانههای دانشگاه قاهره و الازهر، مجموعه سیزده کتابخانه دیگر مصر را مورد بررسی قرار داد و ضمن بحث و فحص با علما و متخصصان این رشته به تکمیل و تبویب و تنسیق طرح رد بندی اسلام پرداخت.
سیدابراهیم عمرانی: در ادامه پوری سلطانی از سفر دیگر ایشان به بیروت و ادامه مطالعه در مورد رده بندی اسلام نوشتهاند تا رفتن ایشان به انگلستان برای ادامه تحصیل و ادامه طرح بزرگ رده بندی اسلام و علوم اسلامی. دکتر طاهری عراقی از لندن برای خانم سلطانی مینویسند:
"در این مدت جهت تحریر مقدمه طبقه بندی علوم اسلامی در منابع موجود در لندن جستجوهایی شد و یادداشتهایی فراهم آمد. و علاوه بر این سیر درکتابخانههای موزه بریتانیا و دیوان هند و مدرسه مطالعات شرقیه از نظر مقایسه و مقارنه طرح طبقه بندی علوم اسلامی با مآخذ و منابع موجود آن کتابخانهها نیز مفید افتاد تا آنکه اگر کمابیشهایی در آن طبقهبندی باشد، و یا خطا و نسیانی رفته باشد، پیش از طبع و نشر اصلاح کرده شود. معالاسف در این مدت کوتاه و فرصت اندک همه کارها آنچنان که باید و شاید انجام نشد و هنوز بسیار است منابع خوانده ناشده و فهرستهای دیده ناشده و ...."
به هر حال مقدمه ردهبندی اسلام را، که خود رسالهای است محققانه در تاریخچه و فلسفه و ماهیت ردهبندی علوم اسلامی، نوشتند و ارسال داشتند و چاپ شد. چنانکه دیده میشود در کتاب ایشان. (احمد طاهری عراقی. BP اسلام، علوم دینی اسلام در نظام ردهبندی کنگره امریکا._ تهران: مرکز خدمات کتابداری، 1358).
سیدابراهیم عمرانی: رده بندی علوم اسلامی دکتر طاهری اثری است، دقیق، عالمانه و اصیل، که برای اثبات مدعای خود، مطالعه مقدمه آن را به همه کتابداران ایرانی توصیه میکنم.
ادامه مقاله خانم سلطانی بسیار خواندنی و جذاب است و این را هم توصیه میکنم بخوانید. نمیدانم چرا نوشته پوری سلطانی مرا به یاد هنر عشق ورزیدن ترجمه خودشان میانداخت. وقتی از احمد طاهری عراقی صحبت میکنند، از یک انسان عاشق حرف میزنند، از انسانی والا که از همه ظرفیتهای انسانی خود بهره برده. استادی نه همچون استادانی که جز با جزوه ناچیزشان حرکت نمیکنند. استادانی که کرسی استادی را با حجره و دکان اشتباه گرفتهاند و علم ناقص خود را کالایی برای فروش کردهاند.
یاد پوری سلطانی و احمد طاهری عراقی دو استاد بیبدیل حوزه سازماندهی، کتابداری و علوم اطلاعات ایران گرامی باد.
سلطانی، پوری (1405). «آن سرشت زلال: به یاد دکتر احمد طاهری عراقی در سی و پنجمین سالگرد درگذشت ایشان».سخن هفته لیزنا، شماره 791، 21 اردیبهشت ماه 1405

دیدگاه کاربران (3)