لیزنا (گاهی دور / گاهی نزدیک: 18) ملیحه درخوش، کارشناس ارشد کتابداری و اطلاع رسانی و مسئول بخش فهرست نویسی کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران: سازماندهی منابع پا به عرصه جدید گذاشته است. استفاده از الگوهای مفهومی، تغییر ساختار قواعد نوین سازماندهی، فرادادههای مبتنی بر ایکس.اِم.اِل.، آنتولوژی ها و ... از جمله دلایل و نیز پیامدهای تغییرات جدید هستند. عرصههای مختلف علمی چه به صورت نظری و چه عملی برای پیشرفت، نهادینه شدن و به کارگیری، احتیاج به پژوهشهایی منسجم دارند. بخشی از این پژوهشها در قالب پایان نامههای دانشجویی انجام میشود. به تبع ورود مباحث نوین سازماندهی به ایران، پایاننامههایی نیز به این موضوعها اختصاص یافته است. هر پایاننامه بر اساس پیشینه آگاهی دانشجو از یک حوزه تخصصی و علاقه وی، به گروه آموزشی پیشنهاد میشود و با تشخیص تخصصی گروه آموزشی در صورت صحت موضوع و داشتن اُسلوبی منطقی، تأیید شده و به دو یا چند استاد با تخصص مرتبط سپرده میشود.
دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته کتابداری به دلایل مختلف ممکن است به استفاده از الگوهای انتزاعی، قواعد نوین سازماندهی و طرحهای فراداده ای مبتنی بر زبان های نشانه گذاری ترغیب شده و یا خود دست به انتخاب آنها بزنند. ولی ممکن است بسیاری از آنها حتی قواعد قبلی را فرانگرفته باشند، تجربه کار در این حوزه را نداشته و بدون آگاهی نسبت به قواعد پیشین سازماندهی و فرادادههای پیشین پای در این راه بگذارند. اغلب آنها در اقدامی ضرب الاجلی در آخرین مهلتِ انتخابِ موضوع پایاننامه و همچنین در بعضی مواقع به دلیل شیک بودن مباحث جدید، آنها را انتخاب میکنند. این انتخاب، همراه با خود مشکلاتی را پیش میآورد که در زیر به دو معضل عمده آن اشاره میکنم:
اولین و مهمترین مشکل، این است که در بعضی موارد به دلیل عدم آشنایی دانشجو و بعضاً اساتید گروه آموزشی، موضوع انتخاب شده اشتباه است یا دارای کاستیهایی است که به تبع آن، نتایج آن نیز دچار اشتباه و کاستی بسیاری است. ابتدا باید به دانشجو خرده گرفت که موضوعی را بدون آشنایی نسبی انتخاب کرده است یا گذاشته است برایش انتخاب کنند. برای پژوهش، روراستی، یکی از ارکان درون-فردی است. پژوهشگر باید دانستهها و استعدادهای خود را به طور منطقی و با واقع نگری قضاوت کند. دانشجویی که تا به حال فهرستنویسی نکرده، قواعد انگلوامریکن را نخوانده و با آن کار نکرده، دانشجویی که فیلدهای مارک را نمیشناسد و در ذهنش نمیتواند تعریف و ویژگیهای قواعد را از فرادادهها جدا نماید، چطور میتواند به بررسی قواعد آر.دی.اِی. بپردازد؟ دانشجویی که هنوز ساختار ابتدایی ایکس.اِم.اِل. را نمیداند و پس از تأیید موضوع، به فکر ثبت نام در کلاس آموزشی ایکس.اِم.اِل. است، چطور میتواند فراداده های مبتنی بر این زبان را در پژوهش خود به کار گیرد؟ دانشجویی که تا به حال کاربرگه ورود اطلاعات نرم افزاری را ندیده است و با روش کار با آن آشنا نیست، چطور میتواند نمونههای مختلف آن را با هم مقایسه کند؟ شاید در بعضی مواقع، یک پژوهشگر و دانشجو، موضوع مورد پژوهش را آنقدر ساده و در دسترس میبیند که احتیاج به روشنگری از طرف دیگران دارد. اولین روشنگران میتوانند اساتید و اعضای هیئت علمی باشند. متأسفانه در بسیاری از موارد علاوه بر اینکه روشنگری پیش نمیآید، موضوعاتی به دانشجو پیشنهاد میشود که یا بسیار وسیع و گسترده است و یا دارای نقصانهایی است. در کنار دانشجویی که بدون اطلاعات کافی، موضوعی را انتخاب میکند، باید به گروههای آموزشی خرده گرفت. باید این واقعیت را قبول کرد که نمیتوان انتظار داشت که یک گروه آموزشی در تحصیلات تکمیلی ما، دارای همه انواع تخصصهای موضوعی باشد. ولی یکی از سادهترین راهها، مشورت است. یکی از راهکارهایی که در کشورهای دیگر از جمله استرالیا اندیشیده شده، این است که تمامی طرحها در حوزه سازماندهی نوین به انجمن کتابداری و اطلاع رسانی آن کشور فرستاده شده و پس از تأیید متخصصان سازماندهی اطلاعات، به گروه آموزشی بازگردانده میشود. در ایران، شاخه ایرانی ایسکو (انجمن بین المللی سازماندهی دانش) و یا کارگروه مشخصی از انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران میتواند عهده دار این مسئولیت باشد. البته در کنار چنین امکانی، روحیه مشورت و به اشتراک گذاری اطلاعات یکی از ملزومات دستیابی به چنین هدفی است. کمااینکه بیم آن می رود که با افزایش یک مرحله به مراحل بررسی طرح پایان نامه، دانشجو درگیر افزایش زمان بررسی در دو گروه شود.
دومین مشکل که از مشکل اول بر می آید، روبرو شدن دانشجو پس از تأیید طرح پایان نامه با حجم انبوهی از اطلاعات ناآشنا، عمیق و وسیع است. دانشجو خود را در دنیایی از اطلاعات ناشناخته تنها میبیند و با طرح تأیید شدهای روبرو است که راه بازگشتی ندارد. تنها راه حل این مشکل، آغاز مطالعات گسترده و عمیق از پیشینه سازماندهی تا رسیدن به سازماندهی نوین است و این مطالعه اولین تبعاتی که دارد، طولانی شدن زمان مرحله اول نگارش پایاننامه و رسیدن به اشراف موضوعی است. در صورتی که اگر این مسأله قبل از تأیید طرح، شناسایی و حل شده بود، با آگاهی بیشتری پایاننامه به سر منزل مقصود میرسید.
در موارد بسیاری دیده شده که دانشجو با کمی مطالعه (البته بعد از تأیید موضوع پایان نامه) پی به حجم بسیار اطلاعات و راه طولانی دستیابی به نتایج مناسب می برد و دچار یأس از ادامه پژوهش میشود. همه بر این مهم اذعان داریم که پژوهشی که بدون انگیزه انجام شود همچون بدنی است که روح ندارد. همچنین بارها پیش آمده که شاهد تغییرات اساسی در پایان نامهها البته پس از تأیید طرح پژوهش بودهایم. مانند تغییراتی که بخشی از جامعه پژوهش را حذف میکند تا پژوهشگر بتواند پایان نامه را در موعد مقرر تحویل دهد. کاری که باید قبل از تأیید موضوع انجام می شد. جالب اینجاست که بعضی از پژوهشگران آنقدر از مباحث دور هستند که با گذشت ماه ها از تأیید شدن طرح پایاننامه، هنوز هم نمی دانند میخواهند چه بکنند؟ پایاننامه، ماحصل علمی افزایش رتبه دانشگاهی یک دانشجو است. پایاننامه ای که بدون بینش صحیح انتخاب و با جهل نوشته شود، چه نتیجه ای در بر خواهد داشت؟ آیا مسأله، صرفاً دفاع از پایاننامه ای با موضوعی شیک است، موضوعی که احیاناً افراد بسیاری از آن چیزی نمی دانند و نواقص و اشتباه های آن هم دیده نخواهد شد؟!
لازم به ذکر است که این متن سعی بر معرفی مباحث سازماندهی اطلاعات به عنوان یک هدف دور از دسترس را ندارد. اما باید به این نکته توجه کرد که هدفی که نیاز به تجربه ای عمیق همراه با مطالعات بسیار خواهد داشت، فقط با انتخاب یک عنوان لوکس و به دور از آگاهی و مطالعه به دست نمی آید.