دادههای پیوندی و انتظار بیش از حد از RDA

سعیده اکبری داریان
لیزنا؛ سعیده اکبری داریان، عضو هیئت علمی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران: در دهههای اخیر، فهرستنویسی کتابخانهای از محیطی غالباً رکوردمحور به سوی محیطی دادهمحور حرکت کرده است. در گذشته، هدف اصلی بسیاری از قواعد و قالبهای فهرستنویسی، تولید رکوردهایی منسجم، قابل خواندن و قابل تبادل میان کتابخانهها بود. اما در محیط دیجیتال امروز، انتظار از دادههای کتابخانهای فراتر رفته است. دادهها باید نهتنها در فهرستهای کتابخانهای، بلکه در شبکه گسترده اطلاعات، قابل شناسایی، قابل پیوند، قابل پردازش ماشینی و قابل بازاستفاده باشند. از همینجا بحث دادههای پیوندی اهمیت پیدا میکند.
دادههای پیوندی رویکردی است برای انتشار و سازماندهی دادهها بهگونهای که موجودیتها[1]، مانند اشخاص، آثار، موضوعها، سازمانها، مکانها و منابع، با شناسههای پایدار معرفی شوند و روابط میان آنها بهصورت روشن و ماشینفهم بیان شود. مزیت این رویکرد آن است که دادههای کتابخانهای از حالت متنهای بسته در رکوردها خارج میشوند و میتوانند با دادههای دیگر در وب پیوند بخورند، در محیطهای گوناگون بازاستفاده شوند، بازیابی دقیقتری را پشتیبانی کنند و نقش کتابخانهها را در زیستبوم گسترده اطلاعات پررنگتر سازند.
در همین زمینه، RDA[2]یکی از مهمترین استانداردهای محتوایی معاصر در حوزه کتابداری است. RDA برای توصیف و دسترسی به منابع طراحی شده و بر ثبت عناصر، ویژگیها، روابط و نقشها تأکید دارد. اهمیت RDA فقط در جایگزینی قواعد پیشین فهرستنویسی نیست؛ بلکه در این است که نگاه فهرستنویسی را از توصیف صرفِ یک منبع به سمت شناسایی موجودیتها و روابط میان آنها نزدیکتر میکند. همسویی RDA با مدلهای مفهومی جدید، توجه آن به روابط، و وجود واژگان و عناصر قابل استفاده در محیطهای دادهای، باعث شده است که این استاندارد در بسیاری از بحثهای مربوط به آینده فهرستنویسی و دادههای پیوندی جایگاهی مهم داشته باشد.
با این حال، باید میان «استاندارد محتوایی» و «زیرساخت دادهای» تفاوت گذاشت. RDA به کتابخانهها کمک میکند که چه چیزهایی را درباره منابع، اشخاص، آثار، بیانها، نمودها و روابط ثبت کنند و چگونه زبان توصیف خود را به مدلهای جدید نزدیکتر سازند. اما دادههای پیوندی فقط با تغییر قواعد توصیف پدید نمیآیند. برای رسیدن به دادههای پیوندی، افزون بر استاندارد محتوایی، به شناسههای پایدار، کنترل مستند قوی، تفکیک موجودیتها، روابط کنترلشده، نگاشت دادهها، مدل داده، و زیرساخت فنی برای انتشار داده در وب نیاز است.
این تمایز برای کتابخانههایی که همچنان بر پایه MARC، UNIMARC یا قالبهای ملیِ مبتنی بر آنها کار میکنند، اهمیت ویژهای دارد. مارک در تبادل رکوردهای کتابشناختی نقش مهمی داشته، اما اساساً قالبی رکوردمحور است. در چنین محیطی، اجرای RDA میتواند به روزآمدسازی محتوای رکوردها، ثبت دقیقتر روابط و تقویت نگاه موجودیتمحور کمک کند؛ اما تا زمانی که دادهها فقط در ساختار رکوردهای مارک باقی بمانند، دادههای پیوندی به معنای کامل تحقق نمییابد.
پرسشی که مطرح میشود این است که RDA در کتابخانههایی که هنوز بر پایهMARC کار میکنند، چه نقشی در مسیر گذار به دادههای پیوندی دارد. در پاسخ باید گفت که اجرای RDA مقصد نهایی این گذار نیست، بلکه مرحلهای برای آمادهسازی دادهها در مسیر حرکت به سوی دادههای پیوندی است؛ مرحلهای که هدف آن ارتقای ساختار، کیفیت، تفکیکپذیری و قابلیت پیوند دادههاست. RDA میتواند به اصلاح و غنیسازی دادههای موجود کمک کند، ذهنیت فهرستنویسی را از رویکرد رکوردمحور به رویکرد موجودیتمحور نزدیکتر سازد و زمینه نگاشت بهتر دادهها به مدلهایی مانند IFLA LRM، BIBFRAME، RDF یا دیگر چارچوبهای دادهای را فراهم کند. با این حال، این ظرفیت زمانی به نتیجه واقعی میرسد که در کنار اجرای RDA، برنامهای روشن برای تحول معماری داده نیز وجود داشته باشد. این سخن نه مخالفت با RDA است و نه کماهمیت دانستن آن؛ بلکه تأکید بر این نکته است که RDA باید در جایگاه واقعی خود ارزیابی شود: بهعنوان بخشی از یک برنامه بزرگتر برای تحول دادههای کتابخانهای، نه بهعنوان جایگزین آن برنامه.
اجرای سنجیده RDA میتواند برای کتابخانهها فرصتی مهم باشد، اما این فرصت تنها زمانی به دادههای پیوندی نزدیک میشود که با شناسههای پایدار، روابط ماشینفهم، مدل داده و زیرساخت انتشار همراه شود.
در چنین محیطی، اشخاص، آثار، بیانها، نمودها، موضوعها، مکانها و سازمانها باید شناسههای پایدار، مانندURI ، داشته باشند؛ روابط میان آنها باید روشن، کنترلشده و قابل پردازش ماشینی باشد؛ و دادهها باید در قالبهایی مانند RDF، JSON-LD، از طریق رابطهای برنامهنویسی کاربردی، یا در صورت امکان، درگاههای جستوجوی معنایی منتشر شوند. به بیان سادهتر، RDA میتواند بخشی از منطق توصیف را تغییر دهد، اما بهتنهایی معماری داده را عوض نمیکند.
ممکن است کتابخانهای RDA را اجرا کند، اما دادههایش همچنان در ساختار رکوردی مارک باقی بماند. در این وضعیت، قواعد توصیف تغییر کرده، اما داده هنوز به معنای واقعی «پیوندی» نشده است. اجرای RDA در محیط رکوردی میتواند مفید و حتی در مرحلهای از گذار لازم باشد، اما نباید آن را با تحقق دادههای پیوندی یکی دانست.
از سوی دیگر، تجربه کشورها یکدست نبوده است. برخی کشورها RDA را در محیط مارک اجرا کردند؛ برخی، مانند کتابخانه کنگره آمریکا، مسیر گذار از MARC به محیط دادههای پیوندی را از طریق توسعه BIBFRAME دنبال کردهاند، هرچند این گذار هنوز به معنای کنار گذاشتن کامل MARC در همه سطوح نیست؛ برخی، مانند فرانسه، در پذیرش کامل RDA محتاط بودند و بیشتر بر موجودیتمحور کردن دادهها، مدلهای مفهومی، RDA-FR و زیرساخت دادهای تأکید کردند؛ برخی، مانند اسپانیا، RDA را با پروفایلهای کاربردی محلی و در پیوند با برنامههای دادههای پیوندی به کار گرفتند؛ برخی، مانند سوئد، از طریق سامانه ملی Libris در کتابخانه ملی سوئد، RDA را بهعنوان استاندارد محتوایی در کنار BIBFRAME و دادههای پیوندی به کار گرفتند و در این سامانه، BIBFRAME جایگاه قالب اصلی را بهجای MARC21 پیدا کرد، هرچند در دوره گذار، تعامل با سامانههای مبتنی بر MARC همچنان میتواند از طریق تبدیل و تبادل داده ادامه یابد؛ و برخی، مانند فنلاند، RDA را در کنار ISBD، واژگان دارای شناسه پایدار و خدمات دادهای باز معنا کردهاند. بنابراین تجربه جهانی یک نسخه واحد و آماده برای تکرار نیست. این تجربهها بیشتر به ما میگویند که هر کشور باید نسبت میان استاندارد محتوایی، قالب داده، سامانههای موجود، فایلهای مستند، شناسهها و سیاست انتشار داده را برای خود روشن کند.
با این همه، اگر هدف اصلی دستیابی به دادههای پیوندی است، باید روشن باشد که RDA تنها یکی از اجزای این مسیر است. در کنار آن، گامهای بنیادینتری مانند ممیزی و پاکسازی دادههای موجود، تقویت فایلهای مستند، ایجاد شناسههای پایدار، تفکیک موجودیتها، کنترل روابط، نگاشت دادهها به مدلهای مفهومی و قالبهای جدید، تدوین پروفایل کاربردی ملی، و آمادهسازی زیرساخت فنی برای انتشار داده در وب لازم است.
در ایران نیز پژوهشهایی درباره امکانسنجی و ضرورت اجرای RDA در کتابخانهها، از جمله کتابخانه ملی، انجام شده است که اجرای RDA را مناسب و ضروری ارزیابی میکنند. با این حال، مسئله اصلی صرفاً پذیرش یا عدم پذیرش RDA نیست، بلکه تعیین نسبت آن با نیازها، زیرساختها و مسیر تحول دادهای کتابخانه است. از این منظر، پرسش مدیریتی دقیقتر آن است که RDA را برای حل کدام مسئله، در چه مرحلهای، با چه زیرساختی و در پیوند با کدام نقشه راه اجرا میکنیم؟ اگر هدف تنها روزآمدسازی قواعد فهرستنویسی باشد، اجرای RDA اقدامی مهم و قابل دفاع است؛ اما اگر هدف، ورود به وب دادهها و تولید دادههای پیوندی باشد،RDA باید در پیوند با برنامهای روشن برای تحول معماری داده اجرا شود. بنابراین باید بر سر اجرای هوشمندانه و مرحلهبندیشده آن در چارچوب نقشه راه دادههای پیوندی کوشید.
در شرایط محدودیتهای بودجهای، فنی و انسانی، این تمایز اهمیت بیشتری پیدا میکند. کتابخانهها نمیتوانند هر مسیر پرهزینهای را فقط به دلیل رواج بینالمللی آن دنبال کنند. تصمیم درست، اجرای سنجیده، مرحلهای و هدفمند RDA در کنار سرمایهگذاری بر زیرساختهای اصلی دادههای پیوندی است؛ بهگونهای که منابع سازمانی صرف تغییری شود که به نتیجه واقعی و قابل سنجش نزدیک باشد.
از این منظر، RDA باید درون یک نقشه راه برای تحول دادهها دیده شود. نخست باید وضعیت واقعی دادههای موجود، کیفیت رکوردها، وضعیت مستندات، میزان تکرارها، خطاهای ناشی از تبدیلهای پیشین و توان سامانههای موجود بررسی شود. سپس میتوان مسیر گذار را بر اساس اولویتها، ظرفیتها و زیرساختهای واقعی طراحی کرد.
در این میان، استانداردهای دیگر نیز باید در جایگاه واقعی خود دیده شوند. برای کشورها و نهادهایی که پیشینه طولانی در استفاده از ISBD، یونیمارک یا قالبهای نزدیک به آن دارند، ISBD for LRMو ISBDM میتوانند نقش پل انتقالی داشته باشند و گذار از رکوردهای سنتی به محیط موجودیتمحور را تدریجیتر و کمریسکتر سازند. اما آنها نیز بهتنهایی مسئله شناسه پایدار، کنترل مستند، RDF و انتشار داده را حل نمیکنند. همانگونه که RDA مقصد نهایی نیست، ISBDM نیز مقصد نهایی نیست؛ هر دو میتوانند بخشی از یک معماری بزرگتر باشند.
مسئله اصلی در جهان امروز فقط این نیست که رکوردها با چه قاعدهای نوشته میشوند؛ مسئله این است که دادهها چگونه شناسایی، ساختاردهی، پیوند، منتشر و بازاستفاده میشوند. کتابخانهها در محیط جدید دیگر فقط تولیدکننده رکوردهای کتابشناختی نیستند؛ آنها میتوانند تولیدکننده دادههای معتبر، قابل پیوند و قابل استفاده در شبکه جهانی اطلاعات باشند. اما برای ایفای این نقش، باید استانداردهای محتوایی، قالبهای داده، مستندات، شناسهها و سامانهها را در پیوند با یکدیگر دید.
در جمعبندی میتوان گفت RDA برای کتابخانهها فرصتی مهم برای نوسازی قواعد فهرستنویسی، بهبود کیفیت دادهها و آمادهسازی تدریجی برای ورود به محیط دادههای پیوندی است؛ اما نباید آن را مقصد نهایی تحول دادهای دانست. اجرای RDA زمانی به نتیجه واقعی میرسد که مرحلهای، هدفمند و در پیوند با آمادهسازی زیرساختهای دادهای دنبال شود. بنابراین، پرسش اصلی فقط این نیست که «چرا هنوز RDA را اجرا نکردهایم؟» بلکه این است که «چگونه میتوان مسیر گذار از رکورد به دادههای پیوندپذیر و قابل استفاده در وب را طراحی کرد؟» در این مسیر، RDA مهم است؛ اما مهمتر از آن، داشتن نقشه راهی روشن، واقعبینانه و سازگار با امکانات، محدودیتها و اولویتهای کتابخانههاست.
اکبری داریان ، سعیده (1405). « دادههای پیوندی و انتظار بیش از حد از RDA ». سخن هفته لیزنا، شماره 793، 4 خرداد ماه 1405
----------------------------
منابع:
پازوکی، فاطمه؛ حاجیزینالعابدینی، محسن؛ ارسطوپور، شعله؛ و شریفمقدم، هادی. (۱۳۹۱). دیدگاه فهرستنویسان سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران درباره قواعد توصیف و دسترسی به منبع (آر.دی.ای.) و بررسی میزان پذیرش آن. مطالعات کتابداری و سازماندهی اطلاعات، 23 (4) ، ۹۴–۱۱۹.
شهمیرزادی، طیبه؛ حاجیزینالعابدینی، محسن؛ و پازوکی، فاطمه. (۱۳۹۷). پیادهسازی استاندارد توصیف و دسترسی به منبع (آردیاِی) در سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی: الزامات آمادهسازی پیشینههای کتابشناختی. پژوهشهای کتابخانههای دیجیتالی و هوشمند، 5 (3)، 57-70.
Biblioteca Nacional de España. (n.d.). Actividades de RDA. Retrieved May 23, 2026, from https://www.bne.es/es/servicios/servicios-para-bibliotecarios/rda/actividades-de-rda
Biblioteca Nacional de España. (2019, January 2). RDA, el primer paso de un cambio. https://www.bne.es/es/blog/blog-bne/rda-el-primer-paso-de-un-cambio
Bibliothèque nationale de France. (2026, February 17). L’ouverture de Noemi: Quelles conséquences sur les données diffusées? https://api.bnf.fr/fr/louverture-de-noemi-quelles-consequences-sur-les-donnees-diffusees
IFLA. (2022). ISBD: 2021 update to the 2011 consolidated edition. https://repository.ifla.org/rest/api/core/bitstreams/202c522c-82e9-41ae-ab7c-d7227070142c/content
IFLA. (2025). ISBD for Manifestation. https://www.iflastandards.info/ISBDM/
IFLA ISBD for Manifestation Task Force. (n.d.). ISBD for Manifestation Task Force. International Federation of Library Associations and Institutions. Retrieved May 23, 2026, from https://www.ifla.org/isbd-for-manifestation-task-force/
Kungliga biblioteket. (2018, June 25). KB första nationalbibliotek i världen att gå över till länkade data. https://www.mynewsdesk.com/se/kungliga_biblioteket/pressreleases/kb-foersta-nationalbibliotek-i-vaerlden-att-gaa-oever-till-laenkade-data-2555889
Kungliga biblioteket. (2025, September 5). Katalogisering i Libris. https://www.kb.se/for-bibliotekssektorn/tjanster-och-verktyg/arbeta-med-libris/katalogisering-i-libris.html
Library of Congress. (n.d.). BIBFRAME: Bibliographic Framework Initiative. Retrieved May 23, 2026, from https://www.loc.gov/bibframe/
National Library of Finland. (n.d.). National Library of Finland open data. Retrieved May 23, 2026, from https://data.nationallibrary.fi/
RDA Steering Committee. (n.d.). RDA Registry. Retrieved May 23, 2026, from https://www.rdaregistry.info/
Riva, P., Le Boeuf, P., & Žumer, M. (2017). IFLA Library Reference Model: A conceptual model for bibliographic information. International Federation of Library Associations and Institutions. https://www.ifla.org/files/assets/cataloguing/frbr-lrm/ifla-lrm-august-2017_rev201712.pdf
U.S. RDA Test Coordinating Committee. (2011). Report and recommendations of the U.S. RDA Test Coordinating Committee. Library of Congress. https://www.loc.gov/aba/rda/source/rdatesting-finalreport-20june2011.pdf
[1] Entities
[2] Resource Description and Access

دیدگاه کاربران