کتابخانههای دانشگاهی؛ سامانی واقعی یا تمرین تکراری دیگر

سید ابراهیم عمرانی
لیزنا، سید ابراهیم عمرانی، سردبیر: کتابخانههای دانشگاهی کشور روزهای خوبی را پشت سر نمیگذارند. نه در منابع علمی و مجموعهها، نه در نیروی انسانی و نه در مدیریت و در نتیجه نه در خدمات.
نبود منابع کافی و تحریمها، در یک سوی و دسترسی به شبکه ها و شرکتهایی که دادههای دیگران را میفروشند در سویی دیگر؛ استفاده از رباتهای هوش مصنوعی عمومی، هرچند غیر علمی و تجاری؛ مدیران دانشگاهی که کتابخانهها اولویتهای ششم به بعدشان است. این همه بر کار کرد کتابخانهها تاثیر منفی گذاشته است. این تاثیر را در هر گوشه جهان به شکلی میبینید، لیکن در ایران زیر سایه تحریمها، و در یک سال و اندی اخیر جنگ، شدیدترین شکل آن حکم فرما شده است.
پرانتز باز: البته در صحبتهای دوستان زیادی میشنوم که هنوز میگویند در کشورهای دیگر وضعیت فلان است و بهمان این کشورهای دیگر همان 20 کشور ثروتمند دنیا هستند که با ثروت جهان سوم، میتوانند گلولههای شیکتر و محکمتری در تفنگهایشان بگذارند و ثروت سایر کشورها را غارت کنند. و اگر به حدود 220 کشور عضو سازمان ملل که نگاه کنید، 200 کشور دیگر وضعیتی بهتر از ما ندارند، که البته همانطور که عرض کردم، به علت وضعیت سیاسی ایران و تحریمهای ناجوانمردانهی خارجی و رانت و اختلاسهای چندش آور داخلی، اوضاع ما بدتر از دیگران شده و هر روز به ردیفهای آخر 200 کشور جهان سوم نزدیکتر میشویم. پرانتز بسته.
مشکلات مدیریتی و فساد بیداد میکند و همه اینها بر کسب و کار همه مردم ایران تاثیر میگذارد. دانشگاهها، آن قدر با مشکلات غیر از مسایل علمی رو در رو هستند، که مشکلات علمی را فراموش کردهاند.
کتابخانههای دانشگاهی یک بار دیگر به حال خود رها شدهاند. در برخی موسسات دستور تعطیلی کتابخانهها را دادهاند. نگاه آقایان مهندسین که در وزارت علوم و دانشگاهها مدیریتهای غالب است، این است که شبکه هست، هوش مصنوعی هست، کتابخانه را ببندید و این تازگی ندارد. هر کتابداری که بازنشسته میشود، به جای او نیرویی جایگزین نشده، یا اگر شده بهتر است که نمیشد که توضیح میدهم.
مینویسم یک بار دیگر به حال خود رها شدهاند: همه رشتههای مساعی صنفی دهه 1370 و 1380 که دانشگاهها به سمت گرفتن نیروی متخصص کتابدار و اطلاعرسان رفتند، در حال پنبه شدن است. نیروی کتابدار جدید استخدام نمیشود. درکتابخانه دانشکدهای در دانشگاهی بزرگ، که 21 پرسنل داشته، ظرف 20 سال گذشته، 17 نفر بازنشسته شدهاند و هیچکس جای ایشان را نگرفته، و زمانی که فشار دانشجویان و استادان برای گرفتن خدمات بهتر و دقیقتر بر مدیریت دانشگاهها آمده، گفته اند نیرو میدهند و یک نفر را که در هیچ جای دیگر نتوانسته کار کند، به کتابخانه فرستادهاند. این نیرو کمک ما نیست، این نیرو بیشتر مخل است و مانع. نمیداند کجا آمده و هر تحرکی را که از همان قدیمیها میبیند نفی میکند و میپرسد، دارید برای کی خودتان را میکُشید؟ حوصله دارید؟ بگیرید بنشینید و به این دانشجوهای مزاحم یک کلمه بگوئید نداریم، نیست، و خودتان را راحت کنید.
اینها قصه نیست، هم اکنون میتوانم از این نیروها به شما معرفی کنم. این یعنی بازگشت به 50 سال پیش زمانی که ما به عنوان جوانانی متخصص و پر از انرژی پا به کتابخانه میگذاشتیم و غیر متخصصین کهنهکار و غیر کتابدار که اکثریت مطلق کارکنان کتابخانهها را تشکیل میدادند به ما می گفتند، بابا بگیر بشین سرجات، داری رئیس را عزت چپون میکنی که خودت عزیز بشی؟ (البته جدیدا از جوانها شنیدهام که میگویند بگیر بشین شیرین عسل) و بخش عمدهای از تخصص یافتگان نیمه دوم دهه 1340 و نیمه اول دهه پنجاه، در نیمه دوم دهه 50 و حتی بعد از آن در تمام دهه 1360 توانستند، فضای کتابخانهها را تغییر دهند. این گروه کتابداران در مجموع کارنامهشان به اندازهای قابل قبول شد که در نتیجه آن، و در دهه 1370 کتابداران متخصص بسیاری جذب کتابخانههای دانشگاهی شدند که اکنون یکی یکی دارند بازنشسته میشوند و مدیران آگاه !!!!!!! که هیچ از کتابخانه نمیدانند، افرادی را که در اختیار کارگزینی هستند، برای کاری تخصصی به جای این عزیزان به کتابخانه میفرستند. کتابخانه تبدیل شده به دارالعجزه و دارالشفای روان، که مدیر تشخیص داده این فرد عصبی است و با همه درگیر میشود و برود به کتابخانه که محیطی آرام است. آقای مدیر اگر کتابخانه باید کاری را که استاد و دانشجو نیاز دارند انجام دهد، آدم پویا و پر تحرک و کاربلد نیاز دارد، کسی که به استقبال مراجعان برود و با آنان گفتگو کند، نه عدهای افسرده و ناتوان و به قول برخی از شما بزرگواران !!!! پر استرس و عصبی. آقایان مدیران دانشگاهی، اینجایی که نشستهاید دانشگاه است، خود شما دارید دکتری و کارشناسی ارشد علوم اطلاعات و اطلاع رسانی تربیت میکنید، پس پذیرفتهاید که این کار تخصصی تا دکتری میطلبد و آن وقت که نوبت استفاده از اینها میشود، یک بیمار افسرده را به کتابخانه می فرستید و بعد هم میگوئید کتابخانه که کارایی ندارد، درش را ببندید. این شما مدیران ناکاربلد هستید که کارایی کتابخانه را به شدت تضعیف کردهاید.
در این سوی و برای کاستن از این هجوم غیر تخصصی کارشناسان و البته مدیران ناکاربلد به حریم کتابخانهها، کتابداران دانشگاهی از سالها پیش تشکلهای مختلفی را تجربه کردهاند که برخی با همت نهادهای دانشگاهی علمی تخصصی و برخی بصورت خودجوش و از میان کتابداران تشکیل شده و فعالیت داشتهاند. از جمله وزارت عتف، و انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران که هر یک به فراخور، ارتباطهایی با کتابداران و کتابخانههای دانشگاهی داشتهاند. در مواردی نیز چندین بار تشکلهای مختلفی برای رسیدگی به امور کتابخانه های دانشگاهی و پژوهشی و تخصصی ایجاد کردهاند که مهمترینهایش، بعد از شروع بکار مجدد انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران در سال 1389 به کمیتههای تخصصی انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران پیوستند. تازهترین حرکت خودجوش، وبلاگ شبکه کتابخانههای دانشگاهی است. که به همت برخی کتابداران دلسوخته شکل گرفت و در اغلب موارد، به جای روسای غیر کتابدار معاونین کتابدار و کارشناسان در آن عضو شدهاند،که هم اکنون نیز فعال است.
در همینجا و با صدای بلند از مدیران کتابخانههای دانشگاهی که رشتهشان کتابداری نبوده و نیست، ولی از موثرترین افراد در پیشبرد اهداف کتابخانهها و پشتیبانی از کارهای علمی، و فنی کتابداران، بودهاند یاد و سپاسگزاری میکنم، ولی از آنجا که به همه کتابخانهها اشراف ندارم از نام بردن پرهیز میکنم چون ممکن است برخی بزرگواران نامشان از قلم بیفتد و روسیاهی برایم بماند. در برابر این گروه همکارانی هستند که با دکتری کتابداری وارد کتابخانهها شدند و روزی که دورة مدیریتشان تمام شد، جز بدنامی از رشته، چیزی در ذهن مدیران دانشگاهشان باقی نگذاشتند، این افراد هر چند اندک شمار ولی وجود دارند.
تشکلهای خودجوش و انجمنها برای جامعه حرفهای بسیار مفید هستند، لیکن در بهترین حالت تاکیدشان بر آموزش بیشتر از همه بخشهای دیگر است، در جائی که کتابداران بیشتر انتظارشان از تشکلها، حل مشکلات خود در موسسات و فعالیتهای صنفی هستند. در انجمن کتابداری، کمیته مطالعات صنفی سابقه زیادی دارد، ولی انجمنها، با اینکه رسمیت دارند و نهادی زیر نظر وزارت هستند، توصیه کننده و توانمندساز هستند، ولی نمیتوانند برای دانشگاهها تصمیم بگیرند و ابلاغ صادر کنند، سایر تشکلها هم در نهایت میتوانند در جهت توانمند سازی اهل حرفه حرکت کنند، و بعد از یک دوره کوتاه، کارشان به تکرار میکشد، و شور و هیجان اولیه فروکش میکند، چرا که این بار هم اعضا از گردانندگان انتظار دارند، در جهت مشکلات صنفی حرکت کنند، و این توانایی به علت رسمیت نداشتن در ساختار وزارت وجود ندارد.
در زمان تاسیس وزارت علوم و تقریبا هم زمان با آن، یکی از مسایل وزارت تازه تاسیس، در سال 1346 اطلاعات و ارتباطهای علمی در دانشگاهها بود که بستر آن کتابخانههای دانشگاهها بودند، و برای همین منظور در "موسسه تحقیقات و برنامهریزی علمی و آموزشی وزارت علوم" (تاسیس 1346) ، با ابتکار افرادی چون دکتر اکبر اعتماد (رجوع کنید به تاریخ شفاهی گفتگو با اکبر اعتماد ،از انتشارات کتابخانه ملی ایران)، دو مرکز ایرانداک و تبراک تاسیس شد، که در واقع جایگاه ستادی کتابخانهها در وزارت هم همین دو مرکز بودند، و امور مربوط به تامین منابع، سازماندهی منابع و اشاعه در این دو مرکز پیش بینی و اجرا شد. تبراک وظیفه سازماندهی را برعهده داشت و در سال 1358 به درستی به کتابخانه ملی پیوست، و این کتابخانه را تبدیل به نهادی مدرن در تاریخ کتابداری ایران کرد؛ و ایرانداک در وزارت علوم باقی ماند، و با وظایفی محدودتر کارش ادامه یافت، و در سالهایی بیشترین خدماتش محدود به خدمات پایان نامهها و خدمات تحویل مدرک شد. بزرگان تبراک یا "مرکز خدمات کتابداری"و ایرانداک یا"مرکز مدارک علمی ایران"( پژوهشگاه کنونی) ، کنار استادان گروه کتابداری دانشگاه تهران، در شکل گیری انجمن همراه بودند، و وظایف صنفی تا جایی که نیاز بود و ممکن بود، برعهده انجمن بود و مجله وزین "نامه انجمن کتابدارن ایران" و به ویژه خبرنامه ماهانه انجمن، معرف این حضور در میدان آن روزگار است.
کتابداران در سالهای دهه شصت و با فروکش کردن هیجانهای انقلابی، با حرکتهایی از پائین موفق به ایجاد تشکلهایی برای کتابخانهها شدند. یکی از این تشکلها که پس از مدتی مهمترین مسئولیتش سازماندهی خرید منابع علمی بود، در ابتدای دهه هفتاد با حضور چند دانشگاه بزرگ کشور آغاز به کار کرد و به سرعت گسترش یافت و در سال 1375 آئین نامه اولیهای در زمان ماموریت دکتر رضا منصوری به عنوان معاون پژوهشی وزیر عتف برای کنسرسیوم نوشته شد و پس از آن دو بار آئین نامه ارتقاء یافت که بار دوم نامش شورای سیاستگذاری و تامین منابع علمی بود که از سال 1384 شکل گرفت و سومی در سال 1392 و با آئین نامه "شورای تامین منابع علمی وزارت عتف" آغاز بکار کرد و کارش ادامه دارد و 10 شهریور جاری نهمین مجمع عمومی آن تشکیل و اعضای جدید شورا انتخاب شدند.
باز هم با همت کتابداران دانشگاهی، در دوره مدیریت آقای دکتر نیسی در دفتر پشتیبانی و حمایت امور پژوهشی گرد هم آمدند و به ساماندهی کارهای بدون پشتیبان کتابخانهها آغاز کردند، که با آمدن دکتر اردوخانی آن کار ادامه یافت و نظم بیشتری یافت. در این دفتر، از سال 1397، از رؤسای کتابخانه های بزرگ وزارت عتف و استادان رشته علم اطلاعات و دانششناسی کمیتهای مشورتی تشکیل شد که فعالیتهای خوبی از جمله پیگیری فهرستگان کتابخانههای دانشگاهی کشور را برعهده داشت.
همزمان با تغییر مدیریتهای کشور، و آمدن یک مدیر کتابدار فعال و دلسوز، ایرانداک نیز در سال 1401، مصمم شد، بنا به ماموریتهای خود، تشکلی از کتابداران و کتابخانههای دانشگاهی راه اندازی کند که جنبه کاملا رسمی داشته باشد. چنانکه عرض شد، تشکلهای خود جوش و حتی انجمن کتابداری در موقعیت ابلاغ تصمیمهای خود به دانشگاهها نبودند و نیستند، لیکن حضورشان در شورایی که در وزارت عتف رسمیت داشته باشد، قدرت اجرایی به مجموعه خواهد بخشید. به همین منظور هیات موسس شورای کتابخانههای دانشگاهی، با پیشنهاد رئیس ایرانداک، در این موسسه تشکیل و پیش نویس اولیه که با عنوان آئین نامه به وزارت علوم ارسال گردید، در "دفتر پشتیبانی و حمایت امور پژوهشی بررسی و چندین بار با همکاری ایرانداک ویرایش و در نهایت با عنوان "دستورالعمل تشکیل و راهبری شبکه کتابخانههای دانشگاهی و پژوهشی" با امضای معاون پژوهشی وزارت عتف در تاریخ 1/8/1404 به کلیه موسسات تابعه وزارت عتف ابلاغ گردید. در این دستور العمل علاوه بر 12 نفر نمایندگان مناطق دهگانه وزارت عتف به عنوان عضو حقیقی، مدیران سه نهاد به عنوان عضو حقوقی حضور خواهند داشت و با تشکیل شورای مرکزی و ایجاد کمیته های کاری، امید است که وضعیت کتابخانههای دانشگاهی رو به بهبود بگذارد.
این شورا با همه کتابخانههای دانشگاهی و پژوهشی بیرون از وزارت علوم همکاری خواهد داشت، و سایرین میتوانند به عنوان عضو ناظر در شبکه حضور داشته باشند و پس از تشکیل کمیته های شبکه، همه کتابداران کتابخانههای دانشگاهی و پژوهشی کشور، امکان همکاری با کمیته ها و بهره برداری از نتایج تصمیمات و فعالیتها را خواهند داشت.
در دستور العمل این طور آمده، و کتابداران نیز همینطور انتظار دارند که تصمیمات و مصوبات شورا از طریق اعضای حقوقی در کانالهای مختلف وزارتی و سازمانی کشور به جریان بیفتد و شبکه باید مدافع دو جریان اصلی و بسیاری فعالیتهای دیگر باشد، ارتقاء خدمات کتابخانههای دانشگاهی و دوم تثبیت و ارتقاء وضعیت نیروی انسانی کتابخانههای دانشگاهی.
خبر خوب اینکه اولین مجمع عمومی شبکه کتابخانههای دانشگاهی وزارت عتف روز سه شنبه دهم شهریور ماه 1405 تشکیل و اعضای شورای مرکزی این شبکه با سه عضو حقوقی نام برده و 12 عضو حقیقی از مناطق دهگانه کشوری وزارت عتف انتخاب شدند که با احکام معاون پژوهشی وزیر عتف، اولین جلسه خود را در مهرماه 1405 تشکیل و کار خود را آغاز خواهند کرد.
رئیس شورا، بر اساس "دستورالعمل تشکیل و راهبری شبکه" رئیس ایرانداک؛ و دبیرخانه در ایرانداک تشکیل خواهد شد. و به این ترتیب، وظیفه ای که در سال 1347 به عنوان جایگاه ستادی کتابخانههای دانشگاهی و پژوهشی در ستاد وزارتی ، بر عهده ایرانداک گذاشته شده بود ( و در واقع ایرانداک به همین علت تاسیس شده بود)، با این مصوبه، و بار دیگر با این دستورالعمل و این مجمع عمومی تایید گردید. امیدوارم تا جناب آقایان دکتر اردوخانی و دکتر حسن زاده دوره ماموریتشان در پستهای کنونی به پایان نرسیده، با کمک رئیس دلسوز انجمن جناب آقای دکتر زرهساز و با همیاری همه کتابخانههای دانشگاهی، کمیته کتابخانه های دانشگاهی انجمن و اعضای فعال وبلاگ شبکه کتابخانههای دانشگاهی، پیریزی مناسب انجام گیرد، و شبکه از نظر سازمانی در ساختار وزارت عتف، جایگاهی محکم و شناختهشده باشد، که کتابداران از این پس بدانند، صدای خود را باید از طریق کدام واحد سازمانی در ساختار دولت به گوش مدیران بالادستی برسانند و دادخواهی خود را کجا برند.
و همه اینها در خدمت کاربر نهایی: خدمت به وظیفه پژوهش و آموزش دانشگاهی.
عمرانی ، سید ابراهیم (1405) .« به مناسبت برگزاری اولین مجمع عمومی "شبکه کتابخانههای دانشگاهی": کتابخانههای دانشگاهی؛ سامانی واقعی یا تمرین تکراری دیگر«. سخن هفته لیزنا، شماره 807، 16 شهریورماه 1405.

دیدگاه کاربران