امروز: ۱۴۰۵/۰۷/۰۶
فارسی
گاهی دور/ گاهی نزدیک

کتابدار؛ معمار مجموعه در کتابخانه‌ی عمومی

کد خبر: ۶۰۳۵۳تاریخ انتشار: ۱۴۰۵/۰۷/۰۵منبع: لیزنا
کتابدار؛ معمار مجموعه در کتابخانه‌ی عمومی

ماریه رحیمی

(لیزنا؛گاهی دور/گاهی نزدیک 420)؛ ماریه رحیمی، کتابدار کتابخانه‌ عمومی ثارالله شهرستان مشهد: حدود دو سال پیش، در یادداشتی با عنوان «به سوی مجموعه‌سازی پیشرو» نوشتم که کتابخانه‌های عمومی برای پاسخ‌گویی به نیازهای جامعه‌ی امروز، به بازنگری در شیوه‌های سنتی مجموعه‌سازی نیاز دارند. در آن یادداشت، مجموعه‌سازی پیشرو را رویکردی دانستم که در آن، کتابدار تنها منتظر درخواست مخاطب نمی‌ماند، بلکه با شناخت جامعه، مشاهده‌ی تغییرات و توجه به نیازهای آینده، در شکل‌گیری مجموعه نقشی فعال ایفا می‌کند. اکنون، هم‌زمان با تغییر رویکرد نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور در تأمین منابع و آغاز طرح‌هایی برای انتخاب منابع به‌وسیله‌ی کتابداران، فرصت مناسبی فراهم شده است تا بار دیگر نقش آنان را در ساخت مجموعه‌ی کتابخانه‌های عمومی بازخوانی کنیم. پرسش اصلی این است: کتابدار در شکل‌گیری مجموعه‌ی کتابخانه چه جایگاهی دارد؟ آیا او فقط انتخاب‌کننده و دریافت‌کننده‌ی منابع است یا می‌تواند در جایگاه معمار و سازنده‌ی مجموعه قرار گیرد؟

در نگاه حرفه‌ای، مجموعه‌سازی فراتر از انتخاب و افزودن کتاب به قفسه‌هاست. این فرایند فعالیت‌های به‌هم‌پیوسته‌ای مانند شناخت جامعه، تدوین خط‌مشی، انتخاب، ارزیابی، نگهداری، حذف و بازنگری منابع را دربرمی‌گیرد. ریچارد گاردنر در این زمینه پرسشی اساسی مطرح می‌کند: «مجموعه را برای چه کسانی می‌سازیم؟» از نگاه او، هر کتابخانه باید برای شناخت مخاطبان خود بکوشد، نیازهای در حال تغییر آنان را شناسایی کند و پیوسته بسنجد که آیا مجموعه‌ی موجود پاسخ‌گوی نیازهای واقعی استفاده‌کنندگان هست یا خیر. او مجموعه‌سازی را یکی از چالش‌برانگیزترین و خلاقانه‌ترین فرایندهای حرفه‌ی کتابداری می‌داند. چنین نگاهی، مجموعه را نه انباشت منابع، بلکه ساختاری پویا تلقی می‌کند؛ ساختاری که هر جزء آن با سایر اجزا ارتباط دارد و در شکل‌گیری یک کل منسجم نقش ایفا می‌کند.

اگر مجموعه‌ی کتابخانه را همچون یک بنا در نظر بگیریم، منابع اطلاعاتی مصالح آن هستند؛ اما یک بنا تنها با گردآوری مصالح ساخته نمی‌شود. آنچه به مصالح معنا و کارکرد می‌بخشد، طراحی، تناسب و ارتباط میان اجزاست. از این منظر، کتابدار صرفاً انتخاب‌کننده‌ی کتاب نیست؛ او معمار مجموعه است. همان‌گونه که معمار برای طراحی یک بنا، زمین، نیازهای استفاده‌کنندگان و هدف نهایی را در نظر می‌گیرد، کتابدار نیز باید جامعه‌ی مخاطب، ویژگی‌های کتابخانه، منابع موجود و تحولات پیش رو را بشناسد.

در این میان، کتابخانه‌های عمومی جایگاه متمایزی دارند. در کتابخانه‌های تخصصی و دانشگاهی، جامعه‌ی اصلی استفاده‌کنندگان و حوزه‌های موضوعی معمولاً مشخص‌تر است؛ اما کتابخانه‌ی عمومی با جامعه‌ای گسترده و متنوع روبه‌روست که همه‌ی نیازهای مطالعاتی آن از پیش آشکار یا بیان‌شده نیست. به همین دلیل، کتابدار کتابخانه‌ی عمومی نمی‌تواند تنها در انتظار درخواست‌های موجود بماند؛ او باید علاوه بر پاسخ‌گویی به نیازهای آشکار، نیازهای در حال شکل‌گیری جامعه را نیز مشاهده و شناسایی کند.

حضور مستمر کتابدار در فضای کتابخانه و ارتباط مستقیم با اعضا، امکان چنین شناختی را فراهم می‌کند. کتابدار می‌بیند چه منابعی بیشتر استفاده می‌شوند، مخاطبان به چه موضوعاتی گرایش پیدا کرده‌اند و کدام بخش‌های مجموعه به تقویت یا بازنگری نیاز دارند. برای مثال، در کتابخانه‌ای که نگارنده در آن فعالیت می‌کند، افزایش تقاضای اعضای نوجوان برای داستان‌های فانتزی، آثار روان‌شناسی نوجوان و داستان‌های ژانر وحشت، به افزایش سهم این موضوعات در مجموعه‌ی نوجوان انجامید. این تغییر از یک دستورالعمل کلی آغاز نشد، بلکه نتیجه‌ی مشاهده‌ی نیاز اعضا، بررسی درخواست‌های آنان و انتقال این مشاهدات از سوی کتابداران به بخش‌های بالادستی بود.

البته ساختن مجموعه‌ای که به‌طور کامل و برای همیشه پاسخ‌گوی همه‌ی نیازهای مخاطبان باشد، دست‌نیافتنی است؛ زیرا جامعه، دانش و نیازهای اطلاعاتی افراد پیوسته تغییر می‌کنند. برای نمونه، تجربه‌ی سال‌های اخیر در کتابخانه‌ها نشان می‌دهد که تقاضا برای موضوعاتی مانند سلامت روان، شیوه‌های فرزندپروری، آمادگی آزمون‌ها و مهارت‌های حضور در دنیای دیجیتال افزایش یافته است. ازاین‌رو، مجموعه‌ی موفق مجموعه‌ای نیست که یک‌بار ساخته و برای همیشه رها شود؛ بلکه باید به‌طور مستمر بررسی، ارزیابی و بازنگری شود.

این بازنگری نیز نباید بر سلیقه‌ی شخصی کتابدار استوار باشد. همان‌گونه که معماری یک بنا صرفاً بر اساس علاقه‌ی معمار شکل نمی‌گیرد، معماری مجموعه نیز باید بر شناخت جامعه، اصول حرفه‌ای، خط‌مشی کتابخانه و شواهد حاصل از رفتار مخاطبان تکیه داشته باشد. هر منبعی که به کتابخانه افزوده می‌شود، تنها یک کتاب جدید نیست؛ بلکه جزئی از ساختاری است که باید با دیگر اجزای مجموعه هماهنگ باشد.

برخلاف تصور عمومی، مجموعه‌سازی موفق همیشه به معنای افزودن منابع بیشتر نیست. گاهی یک مجموعه‌ی پویا به تغییر وزن موضوعی، تقویت حوزه‌های تازه، توجه به قالب‌های جدید اطلاعاتی یا حذف منابع نامناسب نیاز دارد. همان‌گونه که بزرگ‌تر کردن یک بنا لزوماً آن را بهتر و کاربردی‌تر نمی‌کند، افزایش تعداد کتاب‌ها نیز الزاماً به معنای غنای بیشتر مجموعه نیست. حذف هدفمند منابع، که در ادبیات حرفه‌ای «وجین» نامیده می‌شود، بخشی ضروری از پویایی مجموعه است. وجین به کتابخانه امکان می‌دهد منابع منسوخ، فرسوده، تکراری یا نامتناسب با نیاز مخاطبان و خط‌مشی مجموعه را بازبینی کند و فضای بیشتری برای منابع موردنیاز فراهم آورد. کتابدار در این فرایند باید میان موضوعات مختلف، نیازهای امروز و آینده و شکل‌های گوناگون دسترسی به اطلاعات تعادل برقرار کند.

نگاه به کتابدار به‌عنوان معمار مجموعه، اهمیت بومی‌سازی را نیز پررنگ می‌کند. کتابداران کتابخانه‌های عمومی به‌دلیل ارتباط مستقیم با جامعه‌ی محلی، می‌توانند رخدادها و نیازهای آن را بهتر مشاهده و کاربردپذیری منابع را ارزیابی کنند. نمونه‌ی عینی این رویکرد را می‌توان در توجه برخی کتابخانه‌های عمومی به نیازهای کسب‌وکارها و مشاغل محلی دید. برای مثال، در بعضی کتابخانه‌های روستایی، مجموعه‌هایی متناسب با نیاز کشاورزان، دامداران، زنبورداران یا فعالان صنایع‌دستی تقویت شده‌اند؛ منابعی که ممکن است در کتابخانه‌ای دیگر مخاطب یا کاربرد چندانی نداشته باشند. حتی در میان کتابخانه‌های عمومی نیز نمی‌توان نسخه‌ای واحد برای همه پیچید. هر کتابخانه متناسب با جامعه، ظرفیت‌ها و مأموریت خود، نیازهای متفاوتی دارد. کتابخانه‌ی شهری، روستایی یا سیار، هر یک با جامعه و شرایط ویژه‌ای روبه‌روست و مجموعه‌ای که برای یک کتابخانه مناسب است، ممکن است در کتابخانه‌ای دیگر همان کارایی را نداشته باشد. برای نمونه، کتابخانه‌ی سیاری که به اهالی چند روستا خدمت‌رسانی می‌کند، به منابع متناسب با نیاز کودکان و خانواده‌ها و آثاری در زمینه‌ی آموزش، سلامت و رشد فردی نیاز بیشتری دارد. در چنین کتابخانه‌ای، اختصاص بخش بزرگی از بودجه و فضای محدود به منابع تخصصی یا مرجع کم‌استفاده، می‌تواند از امکان تأمین منابع موردنیاز جامعه‌ی هدف بکاهد و خدمت‌رسانی را محدود کند.

بااین‌حال، شکل‌گیری یک مجموعه‌ی موفق حاصل تصمیم یک فرد به‌تنهایی نیست. بودجه، سیاست‌های سازمان مادر، امکانات و فضای کتابخانه، شرایط نشر و رفتار مخاطبان، همگی در ساخت مجموعه نقش دارند. کتابدار، هرچند یکی از مهم‌ترین طراحان این فرایند است، باید مجموعه را با در نظر گرفتن شرایط واقعی و محدودیت‌های موجود شکل دهد. تحقق چنین نگاهی به خط‌مشی‌هایی نیاز دارد که نه مجموعه‌ای از قواعد ثابت، بلکه چارچوبی زنده، روشن و انعطاف‌پذیر باشند و به‌طور منظم بازنگری شوند. افزایش نقش کتابدار در مجموعه‌سازی، مسئولیت حرفه‌ای او را نیز بیشتر می‌کند. معماری یک مجموعه‌ی موفق بدون شناخت اصول، ابزارها و روندهای جدید امکان‌پذیر نیست. کتابدار باید دانش خود را درباره‌ی نشر، رفتار مطالعاتی مخاطبان، ارزیابی مجموعه و شیوه‌های نوین دسترسی به اطلاعات به‌روز نگه دارد. افزایش اختیار کتابدار نیز نباید به معنای جایگزین‌شدن سلیقه‌ی شخصی او با سیاست‌های متمرکز باشد؛ این اختیار باید در چارچوب اصول حرفه‌ای، خط‌مشی مشخص و شناخت واقعی جامعه‌ی مخاطب اعمال شود.

در طرح‌های اخیر نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور برای تأمین منابع، این موضوع بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. واگذاری انتخاب بخشی از نشریات و کتاب‌ها به کتابداران نشان می‌دهد که رویه‌های مجموعه‌سازی در حال تغییرند و دانش و تجربه‌ی کتابدار در فراهم‌آوری مجموعه‌ای متناسب با نیازهای جامعه‌ی هر کتابخانه، جدی‌تر گرفته می‌شود. در کنار دانش و تجربه‌ی کتابدار، شنیدن صدای کاربران و مشارکت‌دادن آنان در پیشنهاد و انتخاب منابع نیز می‌تواند به شکل‌گیری مجموعه‌ای کاربردپذیرتر کمک کند. این مشارکت از جایگاه کتابدار نمی‌کاهد؛ بلکه نقش او را از یک گزینشگر تنها، به طراح و تسهیل‌گر فرایندی مشارکتی ارتقا می‌دهد.

آینده‌ی مجموعه‌های کتابخانه‌های عمومی در گرو عبور از نگاه صرفاً تأمین‌محور و حرکت به‌سوی مجموعه‌سازی آگاهانه، بومی و پویاست. مجموعه‌ی کتابخانه با انباشت کتاب ساخته نمی‌شود؛ با شناخت، انتخاب، ارزیابی و بازنگری شکل می‌گیرد. در این فرایند، کتابدار فقط گزینشگر منابع نیست؛ او معمار مجموعه‌ای زنده و متناسب با جامعه‌ی خویش است.

دیدگاه کاربران

هنوز دیدگاهی برای این خبر منتشر نشده است.

ارسال دیدگاه

برای کاربران مهمان، قبل از ارسال برای بررسی، کد تایید پیامکی ارسال می‌شود.