به علم اطلاعات اتصالگرا سلام کنیم ...

مصطفی امینی
لیزنا؛ مصطفی امینی، مدیر ارشد تحول دیجیتال بانک ملت و پسادکتری علم اطلاعات، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس: رشته علم اطلاعات و دانششناسی، مانند هر رشته علمی پویا، منفک از تحولات محیط پیرامونی خود نیست. تحولات شتابان اقتصاد و جامعه دیجیتال، دادههای بزرگ، پلتفرمها، شبکهها، الگوریتمها و بهویژه هوش مصنوعی، پرسشهای تازهای را پیش روی این رشته قرار دادهاند.
امروز مفاهیمی مانند علم اطلاعات رایانشی، علم اطلاعات الگوریتمی، متافیزیک رایانشی، دادهگرایی (Dataism) در علم اطلاعات، شبکهگرایی (Networkism)، معناگرایی، فضیلتگرایی اطلاعاتی، کتابخانه دادهبنیان، ژئوپلیتیک داده، ژئواکونومی داده و کارخانههای هوشمند محتوا، هرکدام میتوانند موضوعی برای تدریس، تحصیل و پژوهش در علم اطلاعات باشند.
آیا علم اطلاعات نباید درباره این تحولات بیندیشد؟ آیا نباید برای فهم، نقد و هدایت این محیط جدید دانشجو و پژوهشگر تربیت کند؟
از دیدگاه بنده پاسخ روشن است: قطعاً آری؛ انشاءالله.
به این جمعبندی رسیدهام که میتوان از ظهور دورهای تازه با عنوان «علم اطلاعات اتصالگرا (Connectivist Information Science) سخن گفت. این مفهوم، اگرچه میتواند از برخی مبانی اتصالگرایی و نگاه شبکهای به دانش الهام گیرد، محدود به نظریه یادگیری نیست. علم اطلاعات اتصالگرا، اطلاعات را پدیدهای انسانی، اجتماعی، فناورانه و سایبری میبیند که در شبکهای از انسانها، سازمانها، پلتفرمها، دادهها، الگوریتمها و عاملهای هوشمند تولید، مبادله، تفسیر و بازتولید میشود.
در چنین محیطی، مزیت تنها در «داشتن اطلاعات» نیست؛ بلکه در توانایی اتصال به شبکههای اطلاعاتی، فهم جریان اطلاعات و هدایت مسئولانه آن است.
کسبوکارهای پلتفرمی نمونه روشنی از این تحول هستند. بسیاری از این کسبوکارها در گذر زمان، نه صرفاً از طریق مالکیت داراییهای فیزیکی، بلکه از طریق حضور در نقطه اتصال ذینفعان و مشاهده و تحلیل جریان مستمر داده و اطلاعات، به مزیت اطلاعاتی دست پیدا میکنند. بنابراین شاید لازم باشد در کنار مطالعه «اطلاعات»، بیش از گذشته درباره جریان اطلاعات، شبکه اطلاعات و قدرت اطلاعاتی نیز بیندیشیم.
در علم اطلاعات اتصالگرا، هوش مصنوعی دیگر صرفاً ابزاری برای تسریع فعالیتهای گذشته نیست؛ بلکه به یکی از اجزای معماری تولید و مصرف اطلاعات و دانش تبدیل میشود. هوش مصنوعی مولد توانسته است بخشی از فرایند تولید، تلخیص، ترجمه، جستوجو، تحلیل و بازآفرینی اطلاعات را متحول کند و حرکت به سوی هوش مصنوعی عاملگرا (AI Agentic) میتواند مرحله دیگری از این تحول باشد؛ مرحلهای که در آن عاملهای هوشمند قادرند در بخشهایی از فرایند جستوجو، تحلیل، تصمیمسازی و پژوهش مشارکت کنند. از این منظر، آینده علم الزاماً نه «انسان در برابر هوش مصنوعی»، بلکه میتواند تعامل ذهن نقاد انسان با عامل هوشمند باشد.
اما در چنین محیطی یک مسئله بنیادین وجود دارد: اخلاق.
قدرت داده و الگوریتم اگر فاقد حکمرانی اخلاقی باشد میتواند به نوعی «دادهسالاری» منجر شود؛ وضعیتی که در آن انسان به جای آنکه صاحب اختیار و ذینفع اصلی داده باشد، به منبعی برای تغذیه بیپایان سامانههای دادهای و الگوریتمی تبدیل شود. از این منظر میتوان درباره خطر «بردگی دادهای» نیز اندیشید؛ وضعیتی که در آن انسان پیوسته داده تولید میکند، اما سهم محدودی در تعیین نحوه جمعآوری، پردازش، ارزشآفرینی و حکمرانی آن دارد.
در مقابل، اخلاق اطلاعات و اخلاق هوش مصنوعی میتوانند مسیر حرکت از «دادهسالاری» به سوی نوعی «فضیلتگرایی اطلاعاتی» را فراهم آورند؛ محیطی که در آن صداقت، عدالت، کرامت انسانی، حریم خصوصی، پاسخگویی، شفافیت و مسئولیتپذیری بخشی از معماری سامانههای اطلاعاتی باشند، نه ملاحظاتی که پس از طراحی سامانه به آن افزوده شوند. در چنین محیطی، مفهوم دیگری نیز اهمیت بنیادین پیدا میکند: «اعتماد الگوریتمیک».
در علم اطلاعات کلاسیک، یکی از پرسشهای مهم آن بود که آیا «منبع اطلاعات» قابل اعتماد است یا خیر. اما در محیط جدید باید پرسید: آیا داده قابل اعتماد است؟ آیا الگوریتم قابل اعتماد است؟ آیا مدل هوش مصنوعی قابل اعتماد است؟ آیا عامل هوشمند قابل اعتماد است؟ و در نهایت، آیا شبکهای که اطلاعات در آن تولید و توزیع میشود قابل اعتماد است؟ از این منظر، «اعتماد» میتواند یکی از موضوعات بنیادین علم اطلاعات اتصالگرا باشد.
گل مطلب آنکه یکی از نشانههای پویایی هر رشته علمی، توانایی آن در مشاهده تحولات پیرامونی و ایجاد پرسشها، مفاهیم، گرایشها و حوزههای پژوهشی جدید است. علم اطلاعات اتصالگرا میتواند ما را به بازاندیشی در موضوعاتی مانند آموزش علم اطلاعات، سواد اطلاعاتی، سواد هوش مصنوعی، کتابخانههای هوشمند، شبکههای دانش، حکمرانی داده، اخلاق اطلاعات، اعتماد الگوریتمیک، اقتصاد اطلاعات، ژئوپلیتیک و ژئواکونومی داده و همکاری انسان و عاملهای هوشمند فراخواند.
در این دوران، رشته علم اطلاعات، معلم علم اطلاعات و متعلم علم اطلاعات باید نقشآفرینی هوش مصنوعی را به رسمیت بشناسند؛ اما نه با پذیرش منفعلانه فناوری. رمز رشد این رشته را باید در «تعامل هدفمند عاملهای هوشمند با ذهنهای نقاد، اخلاقمدار و خلاق انسان» جستوجو کرد.
شاید زمان آن رسیده باشد که بگوییم:
به علم اطلاعات اتصالگرا سلام کنیم ...
امینی، مصطفی (1405) .« به علم اطلاعات اتصالگرا سلام کنیم ...». سخن هفته لیزنا، شماره 808، 23 شهریورماه 1405

دیدگاه کاربران