امروز: ۱۴۰۵/۰۶/۲۵
فارسی
کتابخانه و کتابداری

دانشگاه آینده باید به سمت تربیت انسان‌هایی با توانایی راهبری خلاقانه فناوری حرکت کند

کد خبر: ۶۰۳۱۴تاریخ انتشار: ۱۴۰۵/۰۶/۲۴منبع: لیزنا
دانشگاه آینده باید به سمت تربیت انسان‌هایی با توانایی راهبری خلاقانه فناوری حرکت کند

محمد حسن‌زاده، رئیس پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران، با اشاره به تحولات هوش مصنوعی و عامل‌های هوشمند، بر ضرورت بازطراحی شیوه‌های آموزش و ارزیابی، هدایت شغلی و استعدادپروری دانشجویان و ایجاد سازوکارهایی مانند «کارگزار دانش» برای پیوند مؤثرتر دانشگاه با صنعت، دولت و جامعه تأکید کرد.

به گزارش لیزنا، محمد حسن‌زاده، رئیس پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران، با نگاهی به تحولات تاریخی دانشگاه و انقلاب‌های فناورانه، ورود هوش مصنوعی و عامل‌های هوشمند را عاملی می‌داند که می‌تواند دانشگاه را با مهم‌ترین تغییر فلسفی خود مواجه کند؛ تغییری که در آن دیگر صرف انتقال یا حتی تولید دانش کافی نیست و دانشگاه باید به سمت تربیت انسان‌هایی حرکت کند که توانایی راهبری خلاقانه فناوری را دارند. او همچنین بر ضرورت بازطراحی شیوه‌های آموزش و ارزیابی، هدایت شغلی و استعدادپروری دانشجویان و ایجاد سازوکارهایی مانند «کارگزار دانش» برای پیوند مؤثرتر دانشگاه با صنعت، دولت و جامعه تأکید دارد.

حسن‌زاده در بررسی آینده دانشگاه‌ها و افق ۲۰۵۰، ابتدا به فلسفه وجودی دانشگاه پرداخت و گفت: برای پاسخ به این سؤال که دانشگاه در سال ۲۰۵۰ همچنان وجود خواهد داشت یا نه، ابتدا باید یک گام به عقب برگردیم و درباره یک پرسش بنیادی‌تر صحبت کنیم؛ اینکه دانشگاه اساساً چرا به وجود آمد؟

وی افزود: هر نهادی را می‌توان تا حد زیادی از طریق فلسفه وجودی آن شناخت. دانشگاه نیز در طول تاریخ مسیر بسیار پرفرازونشیبی را طی کرده است؛ از آکادمی افلاطون و جندی‌شاپور گرفته تا شکل‌گیری دانشگاه‌های مدرن در اروپا مانند بولونیا و آکسفورد، و سپس در ایران از دارالفنون و دانشگاه تهران تا توسعه دانشگاه‌های غیردولتی و در ادامه شکل‌گیری دانشگاه‌های تلفیقی و ترکیبی.

رئیس پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران ادامه داد: برای درک آینده دانشگاه، این تاریخ اهمیت زیادی دارد؛ زیرا شیوه انتقال و تولید دانش در طول زمان دستخوش تحولات بنیادین شده است.

وی یکی از نقاط عطف مهم در این مسیر را انقلاب چاپ در قرن پانزدهم دانست و توضیح داد: پیش از اختراع چاپ، انسان‌ها عمدتاً برای انتقال دانسته‌های خود به ارتباط مستقیم و رودررو وابسته بودند. آکادمی افلاطون نیز اساساً چنین ساختاری داشت؛ افراد در کنار یکدیگر می‌نشستند، گفت‌وگو و مباحثه می‌کردند و از یکدیگر می‌آموختند.

حسن‌زاده با اشاره به شکل‌گیری مراکز علمی بزرگی مانند جندی‌شاپور و سپس دانشگاه‌های اروپایی گفت: جندی‌شاپور در ایران شکل گرفت و چندین قرن بعد، دانشگاه بولونیا به‌عنوان یکی از نخستین دانشگاه‌های اروپایی به معنای امروزی تأسیس شد و پس از آن نیز دانشگاه‌هایی مانند آکسفورد پدید آمدند.

وی درباره تأثیر اختراع چاپ بر دانشگاه‌ها اظهار کرد: پیش از چاپ، ثبت و انتقال دانش روی لوح‌های گلی، پاپیروس و سایر ابزارهای مشابه، فرآیندی زمان‌بر بود. چاپ باعث شد دانش با سرعت بسیار بیشتری ثبت، تکثیر و منتشر شود. به این ترتیب، دانشگاه‌ها نیز به‌تدریج از یک محیط صرفاً رودررو و مبتنی بر تعامل مستقیم، به نهادی متکی بر کتاب، منابع مکتوب و اسناد علمی تبدیل شدند.

حسن‌زاده این تحول را زمینه‌ساز شکل‌گیری و تکامل نسل‌های مختلف دانشگاه دانست و گفت: دانشگاه‌های نسل اول عمدتاً آموزش‌محور بودند و انتقال دانش در آنها اهمیت اصلی داشت. در نسل دوم، دانشگاه‌ها به سمت پژوهش‌محوری حرکت کردند؛ یعنی علاوه بر انتقال دانش، تولید دانش جدید نیز به یکی از مأموریت‌های اصلی دانشگاه تبدیل شد.

وی افزود: همین موضوع ارتباط دانشگاه با صنعت را نیز افزایش داد؛ زیرا دانشگاه‌ها دانش جدیدی تولید می‌کردند که می‌توانست در صنعت مورد استفاده قرار گیرد. البته صنایع نیز به‌تدریج مراکز تحقیق و توسعه خود را ایجاد کردند تا خودشان نیز به تولیدکننده دانش تبدیل شوند، چراکه نوع دانشی که در دانشگاه تولید می‌شد، الزاماً با دانش مورد نیاز صنعت یکسان نبود.

رئیس پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران درباره دانشگاه‌های نسل سوم گفت: در دانشگاه‌های نسل سوم، آنچه در دانشگاه آموزش داده و در قالب پژوهش تولید شده بود، از طریق کارآفرینی و تجاری‌سازی به جامعه و اقتصاد منتقل شد. به بیان دیگر، دانشگاه تلاش کرد از فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی خود در بیرون از محیط دانشگاه نیز ارزش‌آفرینی کند.

وی ادامه داد: پس از آن، با شکل‌گیری دانشگاه‌های نسل چهارم، مفهوم دانشگاه جامعه‌محور مطرح شد. بنابراین امروز با چهار نسل اصلی دانشگاه مواجه هستیم: دانشگاه‌های آموزش‌محور، پژوهش‌محور، کارآفرین و جامعه‌محور.

هوش مصنوعی و تغییر فلسفه وجودی دانشگاه

حسن‌زاده در ادامه سخنان خود با اشاره به سرعت تحولات فناوری و جایگاه دانشگاه در سال ۲۰۵۰ اظهار کرد: اگر روند تحول فناوری را از انقلاب صنعتی تا امروز دنبال کنیم، می‌بینیم که هر یک از این تحولات چه تغییری در توانایی‌های انسان ایجاد کرده‌اند.

وی توضیح داد: در انقلاب صنعتی اول، مکانیزاسیون باعث شد انسان بتواند توان عضلانی خود را تقویت کند و کارهایی را انجام دهد که پیش از آن با توان فیزیکی او امکان‌پذیر نبود. ماشین بخار و راه‌آهن نمونه‌هایی از این تحول بودند.

رئیس پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران افزود: در انقلاب صنعتی دوم، با ورود برق، انرژی در اختیار انسان قرار گرفت و امکان تولید انبوه و مقیاس‌پذیری فعالیت‌های صنعتی فراهم شد. در انقلاب دیجیتال نیز رایانه توانایی محاسباتی انسان را به‌شدت افزایش داد. کارهایی که در گذشته ساعت‌ها، روزها یا حتی سال‌ها زمان می‌بردند، با استفاده از رایانه در مدت بسیار کوتاهی انجام شدند. در واقع، می‌توان گفت رایانه توانایی‌های دست و ذهن انسان را در انجام محاسبات و پردازش اطلاعات تقویت کرد.

وی با اشاره به انقلاب اینترنت گفت: پس از آن، انقلاب اینترنت اتفاق افتاد و این بار ارتباطات انسان توسعه پیدا کرد. انسانی که در گذشته برای انتقال یک خبر به دیگران به ارتباط مستقیم یا حتی ابزارهایی ابتدایی مانند دود نیاز داشت، در عصر ارتباطات توانست با ارسال یک پیام، با نقاط مختلف جهان ارتباط برقرار کند.

حسن‌زاده ورود وب را نیز نقطه عطف مهم دیگری دانست و اظهار کرد: وب ارتباطات را بیش از پیش در دسترس انسان قرار داد و امکان استفاده از ایمیل، گفت‌وگوهای آنلاین، ارسال و دریافت تصویر و شکل‌های مختلف ارتباطی را فراهم کرد.

وی در ادامه به عصر هوشمندسازی اشاره کرد و گفت: اگر این روند را تا عصر هوشمندسازی ادامه دهیم، به هوش مصنوعی می‌رسیم. هوش مصنوعی توانایی تفکر، تحلیل و تصمیم‌گیری انسان را تقویت می‌کند. بنابراین اگر در گذشته با فناوری، عضلات، دست‌ها، انرژی و توان ارتباطی انسان تقویت شده بود، اکنون با هوش مصنوعی، توانایی تصمیم‌گیری و پردازش فکری انسان نیز تقویت می‌شود.

رئیس پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران این تحول را یک نقطه عطف بسیار مهم دانست و توضیح داد: تا پیش از این، انسان پیشروی تحولات بود و دانشگاه نیز یکی از نهادهای پیشرو در تحولات علمی و اجتماعی محسوب می‌شد. اما با ورود هوش مصنوعی مولد و پس از آن شکل‌گیری هوش مصنوعی عامل‌گرا، فضای جدیدی در حال شکل‌گیری است؛ فضایی که در آن دیگر انسان یا حتی دانشگاه تنها عامل پیشرو نیست، بلکه فناوری هوشمند ساخته دست انسان خود به عامل پیش‌برنده تحولات تبدیل می‌شود.

حسن‌زاده افزود: اینجاست که اهمیت ۲۵ سال آینده مشخص می‌شود. پرسش بسیار بزرگی شکل می‌گیرد: وقتی فناوری به عامل پیشرو تبدیل شود، آیا آنچه انسان ساخته است همچنان باقی خواهد ماند؟ آیا انسان همچنان عنان فناوری را در دست خواهد داشت یا فناوری، انسان و جامعه را هدایت خواهد کرد؟

وی در تشریح تأثیر این تحول بر فلسفه وجودی دانشگاه گفت: اگر به فلسفه دانشگاه‌های مختلف نگاه کنیم، می‌بینیم دانشگاه در نسل اول عمدتاً وظیفه داشت آنچه را دانشمندان می‌دانند به کسانی منتقل کند که نمی‌دانند یا کمتر می‌دانند. حتی شکل‌گیری مجلات علمی و مقالات نیز تا حد زیادی با همین هدف صورت گرفت؛ یعنی انتقال دانش موجود.

وی افزود: در دانشگاه‌های پژوهش‌محور، مأموریت تغییر کرد و دانشگاه علاوه بر انتقال دانش، به تولید دانش جدید پرداخت؛ دانشی که ممکن بود حتی سایر دانشمندان یا جامعه از آن بی‌اطلاع باشند.

حسن‌زاده ادامه داد: در دانشگاه‌های کارآفرین نیز دانشگاه فضایی تعاملی میان علم، صنعت و جامعه ایجاد کرد و تلاش کرد دانش تولیدشده را به ارزش اقتصادی و اجتماعی تبدیل کند.

وی تصریح کرد: اما اکنون سؤال جدیدی مطرح است: دانشگاه در شرایطی که ابزارهای هوش مصنوعی می‌توانند بخش بزرگی از این وظایف را انجام دهند، چه کاری می‌تواند انجام دهد که انسان‌ها یا سایر نهادها نتوانند؟

رئیس پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران با اشاره به نقش تاریخی دانشگاه در اشتغال و موقعیت اجتماعی گفت: دانشگاه برای مدت بسیار طولانی یکی از مسیرهای اصلی کسب شغل و موقعیت اجتماعی بود. برای صدها سال، داشتن مدرک دانشگاهی یک امتیاز مهم برای ورود به بازار کار محسوب می‌شد. اما این وضعیت در حدود ۲ دهه گذشته شروع به تغییر کرده و در سال‌های اخیر سرعت بیشتری گرفته است.

وی افزود: امروز در میان کارآفرینان، صاحبان کسب‌وکار و افراد موفق در مقیاس جهانی، کسانی را می‌بینیم که الزاماً تحصیلات دانشگاهی سطح بالا یا حتی مدرک دانشگاهی مرتبط با حوزه فعالیت خود ندارند.

حسن‌زاده بر همین اساس اظهار کرد: در نتیجه، این سؤال مطرح می‌شود که آیا همچنان ورود به دانشگاه برای موفقیت ضروری خواهد بود؟ آیا دانشجویان در آینده همچنان مسیر دانشگاه را برای رسیدن به موفقیت انتخاب خواهند کرد؟ این همان جایی است که فلسفه وجودی دانشگاه با یک پرسش جدی مواجه می‌شود.

راهبری خلاقانه انسان؛ روزنه امید دانشگاه

حسن‌زاده در تشریح عاملی که می‌تواند به ماندگاری دانشگاه در عصر هوش مصنوعی کمک کند، گفت: به نظر من یک روزنه امید وجود دارد و آن، ترکیب عامل‌های هوشمند با راهبری خلاقانه انسان است.

وی افزود: ممکن است در خانه، صنعت یا حتی خیابان، عامل هوشمند وجود داشته باشد، اما الزاماً راهبری خلاقانه انسانی وجود نداشته باشد. بنابراین عاملی که می‌تواند به ماندگاری دانشگاه کمک کند، توسعه و پرورش خلاقیت است.

رئیس پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران تأکید کرد: اگر دانشگاه‌ها بتوانند به دانشجویان و افرادی که در آنها آموزش می‌بینند، توانایی راهبری خلاقانه عامل‌های هوشمند را آموزش دهند، احتمالاً همچنان باقی خواهند ماند.

وی ادامه داد: ۲۵ سال آینده مشخص خواهد کرد که دانشگاه‌ها تا چه اندازه می‌توانند خود را با این تحولات همگام کنند. اگر بتوانند، باقی خواهند ماند؛ اگر نتوانند، احتمالاً شکل فعلی آنها موضوعیت خود را از دست خواهد داد.

حسن‌زاده با اشاره به نشانه‌های این تغییر در شرایط کنونی گفت: در سطح جهان، تعداد ثبت‌نام در دانشگاه‌ها در برخی حوزه‌ها رو به کاهش است؛ نه الزاماً به دلیل کاهش جمعیت، بلکه به دلیل تغییر ترجیحات داوطلبان.

وی افزود: از سوی دیگر، هوش مصنوعی آماده است هزاران شغل را حذف کند یا شکل انجام آنها را به یک فرایند بسیار ساده تبدیل کند. در چنین شرایطی، افرادی موفق خواهند بود که بتوانند فناوری را به شکل خلاقانه در زندگی، صنعت، کشاورزی، تصمیم‌گیری و سایر حوزه‌ها به کار بگیرند.

رئیس پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران تصریح کرد: این راهبری خلاقانه انسانی می‌تواند مزیتی باشد که دانشگاه‌ها به جامعه پیشنهاد می‌کنند.

ضرورت بازطراحی ساختار و شیوه فعالیت دانشگاه

حسن‌زاده درباره تغییرات مورد نیاز در ساختار و شیوه فعالیت دانشگاه اظهار کرد: اگر چنین تحولی اتفاق بیفتد، دانشگاه‌های امروزی به شکلی که اکنون می‌شناسیم، دیگر موضوعیت نخواهند داشت. کلاس‌ها باید تغییر کنند، محتوا و برنامه‌های آموزشی باید بازطراحی شوند و شیوه‌های تدریس، یادگیری و ارتباطات نیز باید تغییر کند. دانشگاه باید به زیست‌بوم دانش تبدیل شود؛ جایی که زندگی، کار، و خلق دانش علمی با هم تلاقی پیدا می‌کند.

وی افزود: حتی روش‌های سنجش و ارزیابی، چه برای ورود به دانشگاه و چه برای ارزیابی خروجی دانشجویان، باید متحول شوند.

حسن‌زاده مهم‌تر از همه، ارتقای شایستگی‌های مدرسان، مدیران آموزش عالی و افرادی را که با آموزش عالی آینده در ارتباط هستند، ضروری دانست و گفت: نمی‌توان با سرفصل‌های ۲۰ سال پیش، ۱۰ سال پیش یا حتی پنج سال پیش و با همان شایستگی‌های آموزشی گذشته، در کلاس سال ۱۴۰۵ نشست و انتظار داشت که برای سال‌های بعد نیز کارآمد باشد. اگر این روند ادامه پیدا کند، در سال‌های ۱۴۰۶ و ۱۴۰۷ و به‌مراتب در دهه‌های بعد، این فاصله بیشتر خواهد شد.

وی ادامه داد: دانش دیگر صرفاً در جزوه یا ذهن استاد مستقر نیست. عامل‌های هوشمند و هوش مصنوعی عامل‌گرا به سمت تولید و خلق پیوسته دانش حرکت کرده‌اند.

رئیس پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران تأکید کرد: بنابراین مسئله اصلی در آینده این نیست که آیا هوش مصنوعی می‌تواند اطلاعات تولید کند یا نه؛ بلکه این است که آیا انسان می‌تواند اطلاعات و دانشی را که توسط این عامل‌ها تولید می‌شود، درست ارزیابی، راهبری و به ارزش تبدیل کند یا خیر.

وی افزود: هوش مصنوعی ممکن است اشتباه کند، اما اگر انسان از ابتدا نحوه استفاده صحیح از آن را بداند، خروجی را ارزیابی کند و بتواند از آن به‌درستی بهره‌برداری کند، مزیت مهمی در اختیار خواهد داشت.

حسن‌زاده در ادامه گفت: بنابراین در سال ۲۰۵۰ با دانشگاه‌هایی از نوع دیگری مواجه خواهیم بود؛ دانشگاه‌هایی با آزمایشگاه‌های متفاوت، فضاهای ارتباطی متفاوت، فرایندهای آموزشی متفاوت و حتی دوره‌های تحصیلی با طول و ساختار متفاوت. دانشگاه‌ها برای تبدیل به دانشگاه‌های آینده نیازمند تحول مجازی هوشمند هستند.

وی تصریح کرد: در این دانشگاه‌ها، نقش عامل‌های هوشمند و هوش مصنوعی عامل‌گرا باید به‌طور جدی در محتوا، آزمایشگاه‌ها، کلاس‌ها و برنامه‌های آموزشی مورد توجه قرار گیرد.

هدایت شغلی و استعدادپروری دانشجویان

حسن‌زاده درباره ضرورت تغییر در شیوه پذیرش، آموزش و هدایت دانشجویان برای پاسخگویی به نیازهای آینده کشور گفت: به نظر من یک مشکل اساسی وجود دارد و آن هم شکاف شناختی است. به این معنا که میان برداشت داوطلبان براساس داده‌ها و اطلاعاتی که امروز درباره اشتغال و رشته‌ها در اختیار دارند و نیازهایی که کشور در آینده خواهد داشت، شکاف قابل‌توجهی وجود دارد.

وی افزود: برای پر کردن این شکاف، ابتدا باید نیازهای آینده صنعت و کسب‌وکار در کشور به‌صورت دقیق شناسایی شود. الزاماً انتخاب رشته داوطلبان تأمین‌کننده نیازمندی‌های آینده کشور نیست. شاید لازم باشد در برخی رشته‌ها با ایجاد سازوکار حمایتی داوطلبان را به سمت نیازهای آینده کشور هدایت کنیم.

رئیس پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران ادامه داد: البته در این زمینه، پژوهش‌های زیادی انجام شده است؛ از ده‌ها و حتی صدها رساله و پایان‌نامه گرفته تا طرح‌های پژوهشی که آینده فناوری، نیازهای صنایع و نیازهای شایستگی کشور را بررسی کرده‌اند. مسئله این است که باید نتایج این مطالعات را به سازوکارهای اجرایی تبدیل کنیم.

وی با اشاره به ضرورت حمایت از دانشجویان گفت: اگر در یک حوزه به بورسیه نیاز داریم، باید بورسیه ایجاد کنیم؛ اگر لازم است امکانات خاصی در اختیار دانشجویان قرار گیرد، باید این امکانات فراهم شود. نمی‌توان انتظار داشت داوطلبی که صرفاً براساس اطلاعات امروز تصمیم می‌گیرد، به‌تنهایی بتواند نیازهای ۱۰ یا ۲۰ سال آینده کشور را پیش‌بینی کند.

حسن‌زاده دانشجو را پس از ورود به دانشگاه یک سرمایه انسانی دانست و اظهار کرد: وقتی فردی وارد دانشگاه می‌شود، در واقع به یک سرمایه انسانی تبدیل شده است. همان‌طور که وقتی سرمایه‌ای در اختیار فرد قرار می‌گیرد، نحوه استفاده از آن اهمیت پیدا می‌کند، درباره دانشجو نیز باید از همان ابتدا برای هدایت و پرورش این سرمایه برنامه داشت.

وی افزود: ممکن است دانشجویی انتخاب نادرستی انجام دهد و چهار سال از عمر خود را در سردرگمی بگذراند و پس از فارغ‌التحصیلی نیز نداند چه مسیری را باید دنبال کند. در چنین شرایطی، احتمال افت تحصیلی، بروز آسیب‌های اجتماعی یا مهاجرت افزایش پیدا می‌کند.

رئیس پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران تأکید کرد: بنابراین دانشگاه باید از مرحله پذیرش دانشجو فراتر برود و هدایت شغلی و استعدادپروری را نیز در دستور کار قرار دهد. این معنای دانشگاه زیست‌بومی است.

شناسایی و پرورش استعدادها

حسن‌زاده درباره نقش دانشگاه در شناسایی و پرورش استعدادها گفت: ما امروز در دانشگاه‌های خود با کمبود جدی در زمینه هدایت شغلی و استعدادیابی مواجه هستیم. استعدادپروری و استعدادداری فراموش شده است. اگر حتی فرض کنیم کنکور نوعی استعدادیابی عمومی است، این فرایند باید در داخل دانشگاه نیز ادامه پیدا کند.

وی افزود: دانشگاه باید بتواند استعدادها را براساس شایستگی، علاقه و میزان پیشرفت آنها شناسایی کند و سپس این افراد را در مسیر مناسب هدایت کند تا استعدادپروری اتفاق بیفتد.

حسن‌زاده یکی از دلایل مهاجرت استعدادها را همین موضوع دانست و توضیح داد: ما افراد توانمند را شناسایی می‌کنیم، آنها را وارد یک محیط آموزشی می‌کنیم، اما اگر پس از آن فرایند استعدادپروری و هدایت مستمر وجود نداشته باشد، عملاً این افراد رها می‌شوند. طبیعی است که در چنین شرایطی ممکن است مسیرهای مختلفی را انتخاب کنند؛ از مهاجرت گرفته تا خروج از مسیر تخصصی خود.

وی ادامه داد: اما اگر استعدادپروری به‌درستی انجام شود، این افراد می‌توانند در مسیر پاسخ‌گویی به نیازهای کشور حرکت کنند.

رئیس پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران با اشاره به اهمیت فرصت بالندگی دانشجویان گفت: حتی دانشجویی که در ابتدا انتخاب درستی نداشته است، باید در طول دوره کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری فرصت بالندگی داشته باشد تا بتواند علایق و توانمندی‌های خود را بهتر بشناسد و در صورت نیاز مسیرش را تغییر دهد.

وی تأکید کرد: البته استعدادپروری به‌تنهایی کافی نیست؛ استعدادداری نیز باید وجود داشته باشد. یعنی پس از شناسایی و پرورش استعداد، باید یک فضای رقابتی و شفاف برای به‌کارگیری شایستگی‌های دانش‌آموختگان فراهم شود.

حسن‌زاده در ادامه اظهار کرد: این همان چیزی است که امید ایجاد می‌کند. در چنین فضایی، علم به ارزش تبدیل می‌شود، انتخاب به موفقیت منتهی می‌شود و یک داوطلب کنکور می‌تواند در نهایت به دانشمند، کارآفرین، ایجادکننده یک کسب‌وکار یا یک شهروند موفق و پیشرو تبدیل شود.

وی افزود: اگر دانشگاه بتواند چنین منظومه‌ای را ایجاد کند، در آینده نیز ماندگار خواهد بود؛ زیرا پشت تمام این فرایندها همان راهبری خلاق انسانی قرار دارد.

ظرفیت دانشگاه‌های ایران برای اثرگذاری بیشتر

حسن‌زاده درباره شرایط دانشگاه‌های ایران با توجه به تحریم‌ها و چالش‌های بین‌المللی گفت: بهتر است در این زمینه واقع‌بین باشیم. کشور ما مانند بسیاری از کشورها در شرایطی کاملاً هموار و یک ماراتن عادلانه حرکت نمی‌کند. ایران با تحریم، تهدیدهای بین‌المللی و چالش‌های مختلف مواجه است.

وی افزود: اگر این چالش‌ها وجود نداشتند، می‌توانستیم ایران را با کشورهای دیگر مقایسه کنیم و مثلاً بگوییم یک کشور در ۱۰ سال آینده به نقطه مشخصی خواهد رسید و ایران نیز می‌تواند در همان بازه زمانی به نقطه‌ای مشابه برسد.

رئیس پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران ادامه داد: اما پرسش مهم این است که مدیریت و حکمرانی در زمین هموار معنا پیدا می‌کند یا در زمین ناهموار؟ در زمین هموار، بسیاری از مسیرها خودبه‌خود طی می‌شوند و نیاز به مدیریت کمتری وجود دارد. هنر مدیریت زمانی مشخص می‌شود که شرایط دشوار و مسیر ناهموار باشد.

وی با اشاره به ظرفیت‌های دانشگاه‌های ایران اظهار کرد: اگر از این منظر به دانشگاه‌های ایران نگاه کنیم، می‌بینیم که این دانشگاه‌ها با وجود محدودیت‌های موجود، دستاوردهای قابل‌توجهی داشته‌اند.

حسن‌زاده گفت: دانش‌آموختگان دانشگاه‌های ایران در سطح بین‌المللی مورد توجه قرار می‌گیرند. دانشگاه‌های مختلف جهان از اعضای هیئت علمی و استادانی که محصول همین نظام دانشگاهی هستند استقبال می‌کنند و در همکاری‌های علمی بین‌المللی نیز ظرفیت‌های دانشگاه‌های ایران مورد توجه قرار گرفته است.

وی افزود: در حوزه تولید علم نیز اگر سهم جمعیتی ایران را با سهم آن در انتشارات علمی جهانی مقایسه کنیم، می‌بینیم که مشارکت ایران در تولید دانش جهانی، بیش از سهم جمعیتی کشور است.

رئیس پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران تصریح کرد: اینها نشان می‌دهد که دانشگاه‌های ایران در مسیر خطی تولید علم و تربیت نیروی انسانی ظرفیت بالایی دارند.

وی مشکل اصلی را بیشتر در جایی دانست که دانشگاه باید اثر خود را در جامعه پیرامونی افزایش دهد و گفت: دانشگاه باید بتواند دانش و توانمندی خود را به توسعه فناوری، حل مسائل جامعه، افزایش بهره‌وری و ایجاد نوآوری تبدیل کند.

حسن‌زاده درباره مسئله تأمین مالی دانشگاه‌ها نیز اظهار کرد: مجموع منابعی که در اختیار دانشگاه‌های کشور قرار می‌گیرد، با منابع یک دانشگاه تراز متوسط جهانی قابل مقایسه نیست. با این حال، این محدودیت‌ها باعث نشده دانشگاه‌ها مسیر تولید علم و تربیت نیروی انسانی را متوقف کنند.

وی افزود: این موضوع نشان می‌دهد که دانشگاه‌های کشور ظرفیت بسیار بالایی دارند و اگر سیاست‌گذاری، راهبری و ارتقای بهره‌وری درستی در آنها اتفاق بیفتد، می‌توانند شعاع اثرگذاری خود را در جامعه افزایش دهند.

رئیس پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران ادامه داد: شعاع اثر دانشگاه، افزایش بهره‌وری، ارتقای شایستگی‌ها، توسعه فناوری و نهادینه‌سازی نوآوری است. نکته مهم این است که هیچ‌یک از این مأموریت‌ها الزاماً با چالش‌های بین‌المللی ارتباط مستقیمی ندارند.

وی تأکید کرد: حتی برعکس، هر چه چالش‌های کشور در سطح بین‌المللی افزایش پیدا کند، باید نقش دانشگاه در توسعه کشور را جدی‌تر بگیریم.

حسن‌زاده برای توضیح این موضوع مثالی زد و گفت: فرض کنید اگر هواپیمایی دو موتور داشته باشد و یک موتور آن از کار افتاده باشد، باید روی همان یک موتور باقی‌مانده تمرکز بیشتری کنیم و از آن به بهترین شکل استفاده کنیم. دانشگاه‌های ما می‌توانند همان موتور باقی‌مانده برای توسعه کشور باشند.

وی افزود: بنابراین هر چه بیشتر در دانشگاه‌ها سرمایه‌گذاری کنیم، شعاع اثرگذاری آنها نیز افزایش خواهد یافت؛ چه در حوزه منابع انسانی و تأمین مالی، چه در توسعه زیرساخت‌ها و آزمایشگاه‌ها، چه در ایجاد فضاهای نوین آموزشی و چه در حمایت سیاستی و ایجاد ارتباط مؤثرتر میان دانشگاه و صنعت.

رئیس پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران با اشاره به قوانین و برنامه‌های حمایت از تولید دانش‌بنیان و ارتباط دانشگاه با صنعت گفت: در سال‌های اخیر نیز قوانین و برنامه‌هایی برای حمایت از تولید دانش‌بنیان و ارتباط دانشگاه با صنعت تصویب شده و ظرفیت‌های مناسبی در این زمینه وجود دارد. اما مسئله این است که این حرکت‌ها باید کامل شوند.

وی تصریح کرد: اگر دانشگاه‌ها به‌عنوان محل رجوع برای حل مسائل کشور در نظر گرفته شوند، باید این ارتباط تا مرحله استفاده واقعی از توانمندی دانشگاه‌ها در صنعت، جامعه و دولت ادامه پیدا کند.

حسن‌زاده درباره ضرورت تغییر در شیوه فعالیت دانشگاه‌ها اظهار کرد: از طرف دیگر، خود دانشگاه‌ها نیز باید به همان فلسفه وجودی آینده خود توجه کنند. دانشگاه‌های ما به دلیل ساختار هیئت امنایی، در بسیاری از حوزه‌ها اختیار عمل دارند و می‌توانند تصمیم‌های مهمی را در داخل خود اتخاذ و اجرا کنند. بنابراین برای ماندگاری، باید متفاوت فکر کنند و متفاوت عمل کنند.

فاصله سیاست‌گذاری و اجرا

حسن‌زاده درباره افت کیفیت آموزشی، افت تحصیلی و تداوم مهاجرت نخبگان و ارتباط آن با سیاست‌گذاری‌های موجود گفت: باید میان سیاست‌گذاری و اجرا تفاوت قائل شویم. این دو کاملاً متفاوت، اما به‌شدت به یکدیگر مرتبط هستند.

وی افزود: سیاست‌گذاری زمانی به اثر واقعی تبدیل می‌شود که حلقه اجرا در میان آن قرار داشته باشد. به بیان ساده، شکاف اصلی میان سیاست‌گذاری و اثرگذاری، در بسیاری از موارد به نحوه اجرا مربوط می‌شود.

رئیس پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران برای توضیح این موضوع به قانون جهش تولید دانش‌بنیان اشاره کرد و گفت: در این قانون، سازوکاری مانند اعتبار مالیاتی یا Tax Credit پیش‌بینی شده است. براساس این سازوکار، بخشی از مالیاتی که شرکت‌ها باید به دولت پرداخت کنند، می‌تواند در قالب قرارداد با دانشگاه یا پژوهشگاه برای حل مسئله و ایجاد ارزش صرف شود.

وی ادامه داد: این سیاست در سطح قانون می‌تواند بسیار مناسب باشد، اما پرسش این است که چه کسی باید آن را اجرا کند؟

حسن‌زاده توضیح داد: در درجه نخست، مدیرعامل و هیئت‌مدیره شرکت‌هایی که قرار است از این ظرفیت استفاده کنند باید از وجود چنین قانونی مطلع باشند. با این حال، با وجود گذشت مدت قابل‌توجهی از تصویب قانون، در برخی موارد مشاهده می‌شود که حتی مدیران شرکت‌ها نیز از وجود چنین ظرفیتی اطلاع کافی ندارند.

وی افزود: از طرف دیگر، حتی اگر مدیرعامل و هیئت‌مدیره آگاه باشند و دانشگاه یا پژوهشگاه نیز طرح و قرارداد لازم را آماده کند، ممکن است در مرحله اجرا، یعنی در سازمان امور مالیاتی، سازوکارهای لازم به‌درستی تنظیم نشده باشد.

رئیس پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران تصریح کرد: در نتیجه، سیاستی که در سطح قانون به‌درستی طراحی شده، در مرحله اجرا با مشکل مواجه می‌شود و اثر مورد انتظار را ایجاد نمی‌کند.

وی بر ضرورت توجه همزمان به دو نگاه در سیاست‌گذاری تأکید کرد و گفت: سیاست‌گذاری باید دو نگاه همزمان داشته باشد: یک نگاه به سمت بالا و یک نگاه به سمت پایین.

حسن‌زاده توضیح داد: نگاه به سمت بالا یعنی داشتن افق بلندمدت و مشخص؛ اما نگاه به سمت پایین یعنی اطمینان از اینکه آن سیاست واقعاً روی زمین و در فرایند اجرایی نیز قابلیت تحقق دارد.

وی افزود: نمی‌توان صرفاً آرمان‌گرایانه به آینده نگاه کرد، اما برای تحقق آن روی زمین هیچ سازوکار اجرایی نداشت.

رئیس پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران ادامه داد: به همین دلیل، ما باید برای اجرای سیاست‌ها به اندازه تصویب آنها زمان و انرژی بگذاریم. آنچه در مرحله تصویب و ابلاغ اتفاق می‌افتد، تنها زمانی موفق خواهد بود که به مرحله اجرا برسد.

وی گفت: در واقع، می‌توان این روند را به شکل یک مسیر ساده سیاست‌گذاری، اجرا و اثر بیان کرد.

حسن‌زاده تأکید کرد: تا زمانی که این سه مرحله به یکدیگر متصل نباشند و از ابتدا برای تمام مسیر برنامه‌ریزی نشده باشد، نمی‌توان انتظار داشت سیاست‌های آموزش عالی به اثر واقعی در جامعه تبدیل شوند.

کارگزار دانش؛ حلقه ارتباط دانشگاه با جامعه و صنعت

حسن‌زاده درباره ضرورت ارتباط میان سیاست‌گذاری، پژوهش و مسائل واقعی جامعه اظهار کرد: دانشگاه می‌تواند و باید مسائل جامعه را به‌درستی بشناسد، اما در این زمینه با یک مشکل جدی مواجه هستیم. بخش‌های مختلف دانشگاه تا حد زیادی به‌صورت جزیره‌ای فعالیت می‌کنند.

وی توضیح داد: بدنه اجرایی و ستادی دانشگاه یک بخش است و بدنه علمی شامل استادان، پژوهشگران و دانشجویان بخش دیگری. اعضای بدنه علمی معمولاً موضوعات پژوهشی خود را براساس پژوهش‌های پیشین، روندهای جهانی و مرزهای دانش انتخاب می‌کنند.

رئیس پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران افزود: برای مثال، دانشجویی که قصد دارد موضوع رساله خود را انتخاب کند، در پایگاه‌های اطلاعاتی داخلی و بین‌المللی جست‌وجو می‌کند، پژوهش‌های پیشین را بررسی می‌کند و با استادان و هم‌رشته‌ای‌های خود مشورت می‌کند. این نقطه شروع خوبی است، اما کافی نیست.

وی تصریح کرد: در فرایند مسئله‌یابی، حلقه مهمی را فراموش کرده‌ایم و آن کارگزار دانش است.

حسن‌زاده درباره ضرورت ارتباط دانشجویان و پژوهشگران با جامعه، صنعت و دولت گفت: دانشجو و پژوهشگر باید از همان ابتدای ورود به دانشگاه با سه بخش جامعه، صنعت و دولت ارتباط داشته باشند و مسائل واقعی آنها را بشناسند. اما حتی اگر مسئله‌ای به‌درستی شناسایی و حل شود، باز هم یک مشکل دیگر وجود دارد: زبان دانشگاه با زبان استفاده‌کنندگان بالقوه از دانش یکسان نیست.

وی افزود: پژوهشگر نتیجه کار خود را معمولاً در قالب مقاله، پایان‌نامه، رساله، گزارش یا کتاب ارائه می‌کند؛ در حالی که صنعت، دولت و جامعه مسائل خود را با زبان دیگری مطرح می‌کنند. بنابراین ممکن است یک مسئله به‌درستی شناسایی و حتی حل شده باشد، اما نتوانیم نتیجه آن را به شکلی بیان کنیم که برای استفاده‌کننده قابل درک و کاربردی باشد.

رئیس پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران در تشریح نقش کارگزاران دانش گفت: اینجاست که به یک سازوکار مهم نیاز داریم که در بسیاری از کشورهای دنیا وجود دارد: کارگزاران دانش.

وی توضیح داد: کارگزار دانش فردی حرفه‌ای است که میان دانشگاه و بخش‌های استفاده‌کننده از دانش ارتباط برقرار می‌کند.

حسن‌زاده افزود: او در جلسات صنعت، دولت و جامعه حضور پیدا می‌کند، با آنها گفت‌وگو می‌کند و مسائل واقعی آنها را می‌شناسد. سپس این مسائل را به دانشگاه منتقل می‌کند و با زبان دانشگاهی با استادان، پژوهشگران و دانشجویان درباره آنها صحبت می‌کند. در مرحله بعد نیز نتایج پژوهش‌های دانشگاه را به زبان قابل استفاده برای صنعت، دولت و جامعه منتقل می‌کند.

وی ادامه داد: در واقع، کارگزار دانش دو طرف را به یکدیگر نزدیک می‌کند و در این فرایند، همه طرف‌ها منتفع می‌شوند؛ دانشگاه و پژوهشگر از نتیجه کار خود بهره می‌برند و در نهایت دولت، صنعت و جامعه نیز از حل مسئله و ایجاد ارزش منتفع می‌شوند.

رئیس پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران درباره تجربه کشورهای دیگر در این زمینه گفت: ما در کشور هنوز چنین جایگاهی را به شکل حرفه‌ای و نظام‌مند نداریم. در یکی از کشورها با یک کارگزار دانش صحبت می‌کردم. او می‌گفت در یک سال، حدود ۹ میلیون دلار برای دانشگاه از مسیر کارگزاری دانش درآمد ایجاد کرده‌اند و در کنار آن، مسئله‌ای را که سال‌ها در آن منطقه وجود داشته، از طریق دانشگاه حل کرده‌اند. این فقط یک نمونه بود و مسائل متعدد دیگری نیز از این طریق حل شده بود.

وی افزود: ما گاهی انتظار داریم استاد یا پژوهشگر هم‌زمان پژوهشگر، تجاری‌ساز، بازاریاب و کارآفرین هم باشد. چنین انتظاری واقع‌بینانه نیست. پژوهشگر باید پژوهش خوب انجام دهد، مسئله را به‌درستی شناسایی و حل کند؛ سپس فرد متخصص دیگری باید نتیجه این پژوهش را به جامعه، صنعت و دولت منتقل کند.

حسن‌زاده درباره دفاتر ارتباط با صنعت در دانشگاه‌های کشور گفت: در دانشگاه‌های ما تا حدی تلاش شده این نقش از طریق دفاتر ارتباط با صنعت ایفا شود، اما این سازوکار به اندازه کافی موفق نبوده است. دلیل آن این است که کارگزار دانش باید یک فرد حرفه‌ای و آشنا با محیط صنعت و جامعه باشد؛ نه صرفاً فردی که از داخل دانشگاه این مسئولیت را بر عهده گرفته باشد.

وی توضیح داد: او باید بداند یک یافته پژوهشی چه میزان صرفه‌جویی یا ارزش اقتصادی برای یک کارخانه ایجاد می‌کند. مثلاً می‌تواند با یک کارخانه مذاکره کند و توضیح دهد که نتیجه یک پژوهش می‌تواند هزینه‌های آن مجموعه را کاهش دهد. اگر کارخانه از این راهکار استفاده کرد، بخشی از صرفه‌جویی حاصل می‌تواند به کارگزار دانش و دانشگاه اختصاص پیدا کند و در نتیجه، یک چرخه ارزش‌آفرین میان پژوهش، دانشگاه و صنعت شکل بگیرد.

رئیس پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران برای توضیح نقش دانشگاه در انتقال دانش به جامعه گفت: بنابراین دانشگاه را باید مانند یک موتور دید. موتور انرژی تولید می‌کند، اما این انرژی زمانی مفید است که به بخش‌های مختلف متصل شود. یک مجموعه از آن برای کشاورزی استفاده می‌کند، مجموعه‌ای دیگر برای روشنایی و دیگری برای فعالیت‌های صنعتی.

وی افزود: دانشگاه نیز همین وضعیت را دارد. موتور دانشگاه نباید بدون اتصال به جامعه، صنعت و دولت کار کند. باید از طریق کارگزاران دانش، فرایندهای تجاری‌سازی، پارک‌های علم و فناوری، مراکز رشد و ارتباط با بخش خصوصی، انرژی و دانش تولیدشده در دانشگاه را به بخش‌های مختلف جامعه منتقل کنیم.

بهره‌وری دانشگاه و تبدیل دانش به ارزش

حسن‌زاده درباره تعریف بهره‌وری دانشگاه اظهار کرد: بهره‌وری یعنی با همان میزان یا حتی با ورودی کمتر، خروجی بیشتری ایجاد کنیم.

وی توضیح داد: امروز در دانشگاه منابع انسانی، اعضای هیئت علمی، نیروهای ستادی، ساختمان، آزمایشگاه و زیرساخت وجود دارد. سؤال این است که چگونه می‌توانیم از این ظرفیت موجود، خروجی بیشتری دریافت کنیم.

رئیس پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران افزود: زمانی می‌توانیم بگوییم دانشگاه بهره‌ور شده که خروجی فعالیت‌های آن به صرفه‌جویی، کاهش کارهای تکراری، افزایش سرعت، افزایش مقیاس تولید، کاهش آسیب‌های اجتماعی یا افزایش رفاه و کیفیت زندگی منجر شود.

وی تأکید کرد: در دانشگاه آینده باید دائماً بپرسیم: دانشگاه چه تولید می‌کند؟ چه کسی از آن استفاده می‌کند؟ چه کسی باید از آن استفاده کند؟ و چگونه باید این استفاده اتفاق بیفتد؟

حسن‌زاده تصریح کرد: اینها پرسش‌های مهمی هستند که باید در طراحی دانشگاه آینده مورد توجه قرار گیرند.

آینده مقاله علمی و ضرورت توجه به پس از انتشار

حسن‌زاده درباره آینده مقاله علمی و ضرورت انتشار مقالات در شرایط تغییر شیوه آموزش و ورود هوش مصنوعی گفت: برای پاسخ به این سؤال ابتدا باید مشخص کنیم مقاله چیست؟

وی توضیح داد: مقاله یک اعلان به جامعه، صنعت و دولت است که نشان می‌دهد یک یافته پژوهشی به دست آمده است. بنابراین اگر تعداد اعلان‌های علمی معتبر بیشتر شود، در اصل اتفاق مثبتی است.

رئیس پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران افزود: یک مقاله باکیفیت مانند چراغی است که روشن می‌شود و به جامعه علمی، صنعت، دولت و سایر پژوهشگران نشان می‌دهد که یک یافته جدید حاصل شده است. دیگران می‌توانند آن را نقد کنند، از آن استفاده کنند یا پژوهش جدیدی را بر مبنای آن شکل دهند.

وی ادامه داد: این همان مفهومی است که می‌گوید ما بر شانه غول‌ها ایستاده‌ایم؛ یعنی یافته‌های پژوهشگران پیشین، مقالات و کتاب‌هایی که منتشر کرده‌اند، زمینه‌ای فراهم می‌کند تا دانشمندان بعدی بتوانند فراتر بروند.

حسن‌زاده تأکید کرد: اما باید توجه کنیم که مقاله فقط یک اعلان است، نه پایان کار.

وی درباره ضرورت توجه به کاربرد یافته‌های پژوهشی پس از انتشار گفت: پس از انتشار مقاله باید بررسی کنیم که از این یافته چه استفاده‌ای می‌شود. آیا این پژوهش می‌تواند برای مدیری که در خط اجرا با یک مشکل مواجه است، راهکار جدیدی ایجاد کند؟ آیا یک سازمان می‌تواند از آن استفاده کند؟ آیا صنعت می‌تواند بر مبنای آن یک فرایند را بهبود دهد؟

رئیس پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران افزود: بنابراین دو موضوع اهمیت اساسی دارد: نخست، کیفیت فرایندی که به تولید مقاله منجر می‌شود و دوم، کاری که پس از انتشار مقاله انجام می‌شود.

وی تصریح کرد: مقاله‌نویسی صرفاً برای تولید مقاله، نه ارزشمند است و نه الزاماً اثرگذار. اما وقتی پژوهش از کیفیت بالایی برخوردار باشد، به مخزن دانش موجود چیزی اضافه می‌کند، آن را غنی‌تر می‌سازد و می‌تواند مبنای پژوهش‌ها و تصمیم‌های بعدی قرار گیرد.

حسن‌زاده ادامه داد: از سوی دیگر، انتشار مقاله تازه آغاز کار است. نباید تصور کنیم وقتی مقاله منتشر شد، مأموریت پژوهشگر به پایان رسیده است. برعکس، از آن زمان باید تلاش کرد یافته پژوهشی در معرض دید مخاطبان قرار گیرد و به گوش سیاست‌گذاران، مدیران، صنعت و جامعه برسد.

وی توضیح داد: پژوهشگر می‌تواند یافته خود را به کارگاه آموزشی، سخنرانی، جلسه تخصصی یا مکاتبه تبدیل کند و نشان دهد که این یافته چگونه می‌تواند یکی از مشکلات یا آسیب‌هایی را که پیش‌تر در سازمان‌ها و صنایع شناسایی شده، برطرف کند.

رئیس پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران بار دیگر بر نقش کارگزاران دانش تأکید کرد و گفت: در اینجا بار دیگر نقش کارگزاران دانش اهمیت پیدا می‌کند. کارگزار دانش می‌تواند یافته‌های منتشرشده را به شکل‌های مختلف و متناسب با نیاز مخاطبان در اختیار آنها قرار دهد.

وی افزود: دانشگاه نیز می‌تواند از طریق بولتن‌ها، خبرگزاری‌ها و فعالیت‌های ژورنالیسم علمی، یافته‌های پژوهشی را از حالت یک مقاله تخصصی خارج کند و آن را به دانش قابل استفاده برای مخاطبان مختلف تبدیل کند.

حسن‌زاده تصریح کرد: در این صورت، مقاله واقعاً ارزش پیدا می‌کند. هرچه یافته‌های باکیفیت بیشتر منتشر و بیشتر مورد استفاده قرار گیرند، انرژی بیشتری برای حل مسائل ایجاد می‌شود و این انرژی می‌تواند به کار بیشتر، اثرگذاری بیشتر، بهره‌وری بالاتر و در نهایت رفاه بیشتر منجر شود.

وی درباره پیامدهای مقاله‌نویسی صرفاً برای کسب امتیاز گفت: اما اگر مقاله صرفاً برای مقاله‌نویسی تولید شود، یا در فرایند تولید آن تقلب و سوءرفتار علمی رخ دهد، یا مقاله صرفاً به‌عنوان یک خروجی برای کسب امتیاز و ارتقای شغلی باقی بماند، نه‌تنها اثر مثبتی ندارد، بلکه می‌تواند مخرب باشد.

رئیس پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران افزود: منابع انسانی، مالی، زیرساخت‌ها، تجهیزات و زمان صرف تولید این خروجی شده‌اند، اما اگر این مسیر در میانه راه متوقف شود و به اثر مطلوب نرسد، در واقع منابع صرف‌شده به نتیجه مورد انتظار منجر نشده‌اند.

وی در پایان تأکید کرد: بنابراین باید مقاله و سایر بروندادهای علمی را در وهله نخست اعلان یک یافته علمی بدانیم و برای مرحله پس از انتشار آن نیز برنامه داشته باشیم.

حسن‌زاده در پیان گفت: به نظر من جامعه علمی ما تا حد زیادی برای خودِ انتشار برنامه‌ریزی کرده است، اما برای مراحل بعد از انتشار و همچنین کنترل کیفیت این مسیر، هنوز باید بسیار دقیق‌تر و جدی‌تر عمل کنیم. یادمان باشد که دانشگاه آینده، دانش زیست‌بوم‌محور است.

 


دیدگاه کاربران

هنوز دیدگاهی برای این خبر منتشر نشده است.

ارسال دیدگاه

برای کاربران مهمان، قبل از ارسال برای بررسی، کد تایید پیامکی ارسال می‌شود.