امروز: ۱۴۰۵/۰۸/۱۴
فارسی
سخن هفته
آرشیو نسخه دو

..... ما هم مردمانیم، برده نیستیم

کد خبر: ۶۰۴۵۲تاریخ انتشار: ۱۴۰۳/۰۲/۰۳منبع: آرشیو LISNA
..... ما هم مردمانیم، برده نیستیم

 سید ابراهیم عمرانی

لیزنا؛ سید ابراهیم عمرانی، سردبیر: شنبه اول اردیبهشت وقت رفتن از محل کار، یکی از دوستان نگهبانی پاکتی در بسته به من دادند که روی آن نوشته بود، آقای فلانی شخصا مفتوح فرمایند  و باز که کردم یادداشتی بود  کوتاه، با مضمون درماندگی معیشتی کتابداران کتابخانه های عمومی نهاد و بخشنامه‌ای را هم برایم کپی کرده و در همان پاکت گذاشته بودند که این را بخوانید. و خط آخر یادداشت این بود: "چرا در مورد بردگی ما در نهاد هیچ چیز نمی‌نویسید".

بخشنامه پیوست را خواندم که از سوی هوتن والی نژاد سرپرست معاونت اداری و مالی امضا و به معاونین، مدیران کل، و سرپرستان ستاد مرکزی و کتابخانه‌های عمومی استانها ارسال شده است.  و خوب بخشنامه‌ای مبتنی بر قانون خدمات کشوری و مشخصا بندهای مربوط به خرید سنوات خدمت در قانون یاد شده بود، و هنوز ماجرا را نگرفته بودم. به بچه‌های لیزنا زنگ زدم که چنین چیزی به دستم رسیده، گفتند برای لیزنا  هم مطالبی آمده، و روی یکی از خبرها هم کامنتهایی آمده که رسیدم به منزل و بعد از مختصر استراحتی، همه کامنتها را هم دیدم و مطالب آمده را هم دیدم و مجبور شدم مزاحم یکی از دوستان خوبم که کتابدار نهاد است بشوم و صحبتی هم با او بکنم و کم‌کم حالیم شد که دوست عزیز که نوشته چرا درباره بردگی ما چیزی نمی‌نویسید، منظورش چیست؟

من دریافت خودم از خوانده‌ها و صحبتها را می‌نویسم، شاید نهاد توضیحاتی داشته باشد،‌ حال یا به لیزنا و یا مستقیما به کتابداران خودش بدهد. اگر کتابداران درست می‌گویند که همینجا قرآن در میان بگذاریم و قسمشان بدهیم که مدیران گرامی نهادی شما را به خدا یک کاری بکنید. فیش حقوقی ۸۱,۰۰۰.۰۰۰ ریال با تورم افسار گسیخته فعلی، جز اشک و آه ونفرین چیزی ندارد. اگر قصور از شما نیست، ببینید چه می‌تـوانید بکنید.

پرانتز باز: یادتان باشد هر کاری بکنید، در جهت اهداف مقدس نهاد خواهد بود. شما اساسنامه‌ها و آئین‌نامه‌های خوبی احتمالا نوشته‌اید، و بعد هم SWTO کرده‌اید و اهدافی تعیین کرده‌اید. برای رسیدن به اهداف ابزارها، وسایل،‌ بودجه و .... امکانات دیگر نیاز دارید، و در پایان این بخش، همه چیز که حاضر شد، قرار است از طریق نیروی انسانی به کسانی که هدف‌گذاری کرده‌اید و قانون برای آن بودجه به شما میدهد، یعنی به استفاده کننده نهایی که مردم است برسد. فکر می‌کنید، نیروی انسانی که یک ماه کامل در خدمت شما است خواهد توانست با رقم ۸ و در نهایت ۱۰ میلیون تومان کار کند؟ و از دل و جان به وظایفش برسد؟ اگر در تهران و شهرهای بزرگ است که مطمئن باشید به دنبال کار دوم و سوم است و خسته و از رمق افتاده در محل ماموریت خود خواهد نشست، و اگر در شهرهای کوچک باشد،‌ که اغلب کار اول هم ندارند، چه رسد به کار دوم، در همه روز باید به فکر تقسیم این چندرغاز به نیازهای اصلی زندگیش باشد که دست کم تا نیمه‌های برج برساند. پرانتز بسته.

خوب شروع داستان معلوم شد مشکلات معیشتی. ادامه داستان چیست و این بخشنامه چه ربطی به صحبت ما دارد. کامنتها را زیر خبر "سامانه رسیدگی به پیشنهادات و شکایات در کتابخانه ملی راه‌اندازی شد" خواندم .

نمونه‌ها:

"سلام استان فارس شهرستان خرمبید شهر صفاشهر ناحیه یک کتابخانه علامه جعفری بدلیل نداشتن نیرو به صورت تک شیف در صبح فعالیت دارد لطفا پیگیری شود".

 

"سلام ببخشید چرا کتابخانه شهید آوینی خانببین تا ساعت ۲ بعد از ظهر بازه ما این موقع تازه از مدرسه میرسیم خونه".

"چرا کتاب خانه شهید معلم فخار کاشان هیچ وقت باز نیست؟؟؟؟"

 

شما به همان ستون بروید و کامنتهای دیگر را هم ببینید،‌ متوجه صحبت من می‌شوید. به علاوه پیام صوتی هم که برای لیزنا فرستاده اند و از لیزنا پرسیده اند که آیا نهاد می‌ تواند حق ما را نا حق کند؟ که خوب لیزنا مشاور حقوقی نیست و اظهار نظری هم نمی‌تـواند بکند، ‌و فقط می‌تواند منتقل کند.

در یکی از فایلهای صوتی رسیده، بانویی نگران می‌پرسند، "آیا امکان دارد که مانند بانکها ما هم پنجشنبه ها برویم سر کار و به ما اضافه کار بدهند؟" و این نگرانی،‌ نگرانی همه کتابداران است.

و پس از خواندنها و گوش سپردنها، با یکی از دوستان عزیزم که عرض کردم، سالهاست در نهاد کتابدار است صحبت کردم و مساله را پرسیدم. فکر کنم بیست دقیقه ای صحبت شد و نظر این دوست عزیزم را هم برایتان می‌نویسم. برداشت او هم این بود که مساله حقوقها است و دو تا فیش حقوقی هم برایم از دوستانش عکس گرفت و برایم فرستاد که یکیش همان ۸,۱۰۰.۰۰۰ تومانی بود و یکی هم ۱۰.۸۰۰.۰۰۰ تومانی. دوست عزیز من بر این باور است که نهاد دارد نیروهایش را از دست می‌دهد. در بسیاری شهرها بچه ها دارند جذب آموزش و پرورش می‌شوند. علت بسته بودن و شیفتی شدن‌ها، نبودِ نیرو است و کتابداران، حتی اون باسابقه ها، در اولین فرصتی که کار گیر می‌آورند می‌روند. و خوب به اینجا که رسیدم، باقی را هم من می‌تونستم حدس بزنم.

بچه هایی که بیش از این نمی‌توانند بمانند، کاری پیدا می‌کنند و می‌روند. خوب باید استعفا بدهند و بازخرید کنند، و نهاد با ارسال این بخشنامه به همه استانها، هشدار داده است که استعفا به این راحتی قبول نیست و استعفا را تنها در صورتی قبول می‌‌کند که یکی از این چهار بند را رعایت کرده باشند، و در غیر اینصورت با استعفا موافقت نمی‌کند

بند (ب) ماده ۲۱ قانون مدیریت خدمات کشوری

بند (۳) ماده ۴۸ قانون

بند (و) ماده ۱۲۰ قانون

و تبصر (۱) ماده ۱۲۲ قانون

 

و اگر نهاد با استعفای کتابدارش موافقت نکند،‌ اولین چیزی که کتابدار از دست می‌دهد، بازخریدی سنواتش است که چون طبق قانون علیرغم مخالفت با استعفا در محل کار حاضر نشده،‌ پس طبق قانون تخلفات اداری باید اخراج شود و به اخراجی هم چیزی تعلق نمی‌گیرد.

ممکن است این سناریویی که من با کمک دوستم و با بخشنامه‌ای که به دستم رسیده است، برای شما در اینجا چیده‌ایم، همکاران اداری نهاد را به خنده بیندازد و بگویند ما بیراهه رفته‌ایم. خواهش می‌کنم به جای خندیدن، پاسخ بدهید و بگوئید این چیزی که نوشته‌ای، بیراهه است، سناریوی بیرون آمده از ذهن پریشان توست و واقعیت این نیست. و ما عینا در همین ستون منتشر کنیم که همه از شبهه خارج شوند. و اگر سناریوی ما به واقعیت نزدیک است، خودتان پیش قدم شوید، و طوماری تهیه کنید به امضای همه کتابداران نهاد و پیش رئیس جمهور ببرید، و از ایشان بخواهید که لطفشان را شامل حال کتابدارانی که در بسیاری از شهرها و روستاها، یگانه نماینده فرهنگی شهر هستند، کنند و حقوق این عزیزان را ترمیم کنند. قرار است همین عزیزان هم اهداف نوشته و تصویب شده شما را در شهرهای مختلف به واقعیت نزدیک کنند. جناب رئیس جمهور با ۸ میلیون تومان در ماه، در کوچکترین شهرهای ایران حتی اگر روی پشت بام خانه پدر و مادر چادر زده باشند، هزینه کرایه ماشین هم ندهند، باز ۸ میلیون اسف‌بار است. سر جدتان به افزایش قیمت مواد غذایی از ۱۴ فروردین تا اول اردیبهشت نگاهی بیندازید، و این علاوه بر تورم وحشتناک ۱۴۰۲ است.

طومار برای رئیس جمهور با همت نهاد را جدی بگیریم، قدر کتابداران زحمتکش نهاد را بدانید.

 

عمرانی، سید ابراهیم (۱۴۰۳). «درباره وضعیت معیشت کتابداران نهادی و بخشنامه بازخرید سنوات: .. ما هم مردمانیم، برده نیستیم». سخن هفته لیزنا، شماره ۶۹۰، ۳ اردیبهشت ماه ۱۴۰۳ 

دیدگاه کاربران (130)

ک
کتابدار
سلام و روز بخیر<br />آقای عمرانی عزیز ممنون بابت پیگیریتون<br />ممنون میشم نتیجه درج این مطلب و نظرات همکاران را هم برامون در لیزنا قرار بدیم<br />بی خبری اصلا خوب نیست و ما منتظر آینده روشنی ن یستیم
ع
علی زمانی
من موندم اینا که عرضه اداره مثلاً ۵ تا کتابخونه رو ندارن چه اصراری دارن که ۱۰ تاش بکنن بهترین کتابخونه رو هم داشته باشی با یک نیروی انسانی شدیداً بی انگیزه اتلاف هزینه هست ولی متاسفانه تو کشور ما همه دنبال آمار و کمیت برای رزومه خودشون هستن و کسی به فکر بیت المال و کیفیت نیست
ا
ایمان
فارغ از اینکه این موضوع واقعیت دارد یا خیر و ظلم نهاد در حق کتابداران که موضوع بحث من نیست؛ خوشحالم که بعد از مدتها در لیزنا مطلبی در این باره میخوانم و باید دست آن فردی را که با فرستادن یک بسته پستی، اساتید و بزرگان را از خواب غفلت بیدار کرده بوسید؛ چون شاید اگر این بسته به دست آقایان نمی رسید، احتمالا تا سال های سال دیگر، مطلبی مطالبه گر در لیزنا نمی خواندیم. هرچند به شخصه سالهاست که دیگر از جماعتی که فقط و فقط به دنبال منافع شخصی هستند و یقین دارم که هیچ اهمیتی برای کتابداران و حقوق صنفی آنها قائل نیستند امید نبسته ام و احساس می کنم که در حال حاضر احتمالا منافع آنها از نهاد کمتر شده که سکوت را شکسته و کلامی به حق طلبی نوشته اند.
م
مینا جمالی زاده
دقیقا با این اوضاع همه نیروهای که راهی برای رفتن دارند یا استعفا داده اند یا به فکر استعفا هستند متاسفانه اصلا آینده خوبی پیش روی کتابخانه های عمومی نیست
ر
رضا جوادی
. حال کتابدار و کتابخانه‌های عمومی اصلا خوب نیست. بی‌توجهی به مشکلات معیشتی و اداری کمر کتابداران را شکسته و در کنار آن تخلف در حوزه‌های مالی، استخدام نیروهای سفارشی، حذف و به حاشیه راندن نیروها و کارشناسان متخصص، جوان و انقلابی، تعطیلی طرح‌های موفق و… در نهاد کتابخانه‌های عمومی پررنگ‌تر می‌شود.<br /><br />هشت سال مدیریت تک صدایی در نهاد کتابخانه‌های عمومی برقرار است، این مجموعه عظیم فرهنگی با ظرفیت‌های بی‌شمارش نیاز به حرکت بی‌وقفه و تلاش و کار انقلابی دارد. مشکل معیشتی کتابداران با مصاحبه‌ها و سخنرانی‌های یک طرفه و آمارهای راستی آزمایی نشده حل نمی‌شود بلکه نیازمند برنامه ریزی، تعامل و ارتباط مستمر با مسئولان طراز اول کشور، نمایندگان و… دارد. این مشکلات با هفت ساعت کار در روز و نشستن در اتاق تاریک رفع نخواهد شد بلکه نیازمند حضورمدیرانی جهادی در میدان دارد.
م
مریم السادات
تشکر از جناب آقای عمرانی که به فکر کتابداران هستند لطفا مسائل و مشکلات کتابداران رو به گوش مسئولین مربوطه برسونین .
ک
کتابدار روستایی
سلام من کتابدار کتابخانه روستايي با ۲۷ سال سابقه حکمم ۱۰میلیون هست و حق مسئولیت و حق نظافت ندارم مجبورم تمام کارهای کتابخانه ای به مساحت ۲۶۰۰متر رو خودم انجام بدم و دیگه به خاطر سنم نمیتونم بیشتر کارها رو انجام بدم وضع کتابداران روستایی تاسف بار تر از بقیه کتابداران هست به دادمان برسید
م
ملیحه
ممنون که حرف و درد و رنج کتابدارها رو مطرح کردید.<br />متاسفانه نهاد فقط اعمال زور میکند، بعلت هیات امنایی بودن، هر کجا به مصلحتش باشد کتابدار را کارگر و در بقیه موارد کارمند حساب میکند و کمترین حقوق و مزایا رو به نیروی انسانی خود پرداخت میکند
ص
صمسعود
تشکر از جناب عمرانی بابت حمایت از کتابداران
ر
رضا
سلام.شما رو به دینتان به داد قشر کتابدار برسید والله قسم تا جامعه دغدغه ی کتاب و کتابخوانی نداشته باشه فرهنگ شما فقیر و فقیرتر خواهد داشت .خدا شاهده جای چندتا نیرو دارم کار میکنم.لطفا نزارید بیش از این شرمنده خانواده باشیم.
ک
کتابدار پریشان
جناب دبیر کل فرمودند حال کتاب و کتابخانه و کتابدار باید خوب باشد <br />ولی کتاب و کتابخانه که از مشکلاتشان دم نمی زنند کتابدار هم که هرچه بگوید گوش شنوا پیدا نمی کند.
س
ستادی با مزایای بالا
خواهشا به وضع کل نهاد رسیدگی کنند فرق ندارد. کتابدارا معتقدند ستادیا زیاد میگیرن . و ستادیا برعکس. اما فی الواقع اصلا وضع حقوق کارکنان نهاد مناسب نیست.
آ
آرامش روح و روان _کتاب
تشکر میکنم از آقای عمرانی که باعث دلگرمی کتابداران سرزمینم شدن. از اینکه بلاخره یکی کتابدار مظلوم رو هم دید و به درد دل هاشون گوش دادن و قدمی در راستای تحقق خواسته های کتابداران برداشتن. <br />اجرتون با خدا
ر
رحیمه
چقدر بازده بالاتر میره اگه دلخوشتر بشیم
ک
کتابدار دولتی گاهی هم کتابدار خصوصی
کتابداران را از این وضعیت خارج کنید یا کتابدار بخش خصوصی بشه یا کتابدار دولتی<br />هر وقت به دولتی مزایا میرن ما شامل نیستیم میگن بخش خصوصی هستیم<br />وقتی برا بخش خصوصی مزایایی اعلام میشه باز میگن دولت گفته فلان بهمان<br />بلاخره نفهمیدیم کارمندیم یا کارگر
س
سواری
تو را بخدا صدای ما را به رییس جمهور یا حتی شده رهبر عزیزمان برسانید.....ما در رنجیم...در عذابیم....دیگر نه توان کار کردن داریم و نه جانی برای ادامه
ج
جلیل پور
با تشکر از همدردی شما....کاش بقیه رسانه ها نیز مثل شما به ما و اوضاع وخیم معیشیت کارکنان نهاد ذره ای توجه می کردند. ما که حق اعتراض نداریم. اعتراضی کنیم با بخشنامه و تهدید در نطفه خفه می شود. کاش رسانه ها به داد ما برسند.
ک
کتابدار تحقیر شده
سلام و تشکر از همدردی شما....روزی که به دانشگاه رفتم و تا ارشد با رتبه یک دانشگاه ادامه دادم و روزی که در آزمون استخدامی هم رتبه ۱ شدم حتی فکرش رو هم نمی کردم هم کارمند باشم و هم مجبور باشم به دلیل حقوق و مزایای خیلی کم مجبور به تهیه و فروش خیارشور بشم! کار هیچ عیب و کار نیست ولی نیش و کنایه های و تحقیرهای خانواده و اطرافیان خیلی سخت هست....کاش راه فراری بود
آ
آشتیانی
آقای عمرانی عزیز<br />درود بر شرفت که درد ما را گفتی.<br />بله ما برده ای هسیتم در دست نهاد. حداقل به دست برده لقمه نانی برای سیر شدن می دن. نهاد کتابخانه ها اونم به برده هاش نمیده.بعد به نظرم بگردیم واژه ای سخیف تر از برده انتخاب کنیم. آخر آخر به یکی میگن برده و تمام. اما ماااااا از یه طرف اسم داعیه دار فرهنگ یدک می کشیم که یعنی خیلی کلاس کاریمون بالاست از یه طرف داخل سازمان خودمون از طرف بالا دستی ها پشیزی ارزش نداریم. به قول معروف از بیرون مردم رو سوزوندیم (مردم به حال کار و شغل ما غبطه و حسرت میخورن) و از داخل هم خودمون سوختیم و چزغاله شدیم و مثل ...در گل ماندیم نه راه پس داریم به خاطر بخشنامه های خوشگل نهاد و نه راه پیش. افسوس و صد هزار افسوس
ک
کتابدار
فقط هم مسائل مالی نیست. که البته وضعیت مالی و معیشتی ما قصه‌ای است پر آب چشم اما کاش کسی هم به برخورد و رفتار بالادستی‌های کتابداران رسیدگی می‌کرد. کاش همانطور که سامانه ارزشیابی کتابداران را مثل چوب و چماق بر سر ما می‌زنند سامانه‌ای هم بود که نحوه برخورد مدیران را بررسی می‌کرد.
ک
کتابدار
بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم<br /><br />تا سختی کمان شما نیز بگذرد

ارسال دیدگاه

نظر پس از بررسی تحریریه منتشر می‌شود.