..... ما هم مردمانیم، برده نیستیم

سید ابراهیم عمرانی
لیزنا؛ سید ابراهیم عمرانی، سردبیر: شنبه اول اردیبهشت وقت رفتن از محل کار، یکی از دوستان نگهبانی پاکتی در بسته به من دادند که روی آن نوشته بود، آقای فلانی شخصا مفتوح فرمایند و باز که کردم یادداشتی بود کوتاه، با مضمون درماندگی معیشتی کتابداران کتابخانه های عمومی نهاد و بخشنامهای را هم برایم کپی کرده و در همان پاکت گذاشته بودند که این را بخوانید. و خط آخر یادداشت این بود: "چرا در مورد بردگی ما در نهاد هیچ چیز نمینویسید".
بخشنامه پیوست را خواندم که از سوی هوتن والی نژاد سرپرست معاونت اداری و مالی امضا و به معاونین، مدیران کل، و سرپرستان ستاد مرکزی و کتابخانههای عمومی استانها ارسال شده است. و خوب بخشنامهای مبتنی بر قانون خدمات کشوری و مشخصا بندهای مربوط به خرید سنوات خدمت در قانون یاد شده بود، و هنوز ماجرا را نگرفته بودم. به بچههای لیزنا زنگ زدم که چنین چیزی به دستم رسیده، گفتند برای لیزنا هم مطالبی آمده، و روی یکی از خبرها هم کامنتهایی آمده که رسیدم به منزل و بعد از مختصر استراحتی، همه کامنتها را هم دیدم و مطالب آمده را هم دیدم و مجبور شدم مزاحم یکی از دوستان خوبم که کتابدار نهاد است بشوم و صحبتی هم با او بکنم و کمکم حالیم شد که دوست عزیز که نوشته چرا درباره بردگی ما چیزی نمینویسید، منظورش چیست؟
من دریافت خودم از خواندهها و صحبتها را مینویسم، شاید نهاد توضیحاتی داشته باشد، حال یا به لیزنا و یا مستقیما به کتابداران خودش بدهد. اگر کتابداران درست میگویند که همینجا قرآن در میان بگذاریم و قسمشان بدهیم که مدیران گرامی نهادی شما را به خدا یک کاری بکنید. فیش حقوقی ۸۱,۰۰۰.۰۰۰ ریال با تورم افسار گسیخته فعلی، جز اشک و آه ونفرین چیزی ندارد. اگر قصور از شما نیست، ببینید چه میتـوانید بکنید.
پرانتز باز: یادتان باشد هر کاری بکنید، در جهت اهداف مقدس نهاد خواهد بود. شما اساسنامهها و آئیننامههای خوبی احتمالا نوشتهاید، و بعد هم SWTO کردهاید و اهدافی تعیین کردهاید. برای رسیدن به اهداف ابزارها، وسایل، بودجه و .... امکانات دیگر نیاز دارید، و در پایان این بخش، همه چیز که حاضر شد، قرار است از طریق نیروی انسانی به کسانی که هدفگذاری کردهاید و قانون برای آن بودجه به شما میدهد، یعنی به استفاده کننده نهایی که مردم است برسد. فکر میکنید، نیروی انسانی که یک ماه کامل در خدمت شما است خواهد توانست با رقم ۸ و در نهایت ۱۰ میلیون تومان کار کند؟ و از دل و جان به وظایفش برسد؟ اگر در تهران و شهرهای بزرگ است که مطمئن باشید به دنبال کار دوم و سوم است و خسته و از رمق افتاده در محل ماموریت خود خواهد نشست، و اگر در شهرهای کوچک باشد، که اغلب کار اول هم ندارند، چه رسد به کار دوم، در همه روز باید به فکر تقسیم این چندرغاز به نیازهای اصلی زندگیش باشد که دست کم تا نیمههای برج برساند. پرانتز بسته.
خوب شروع داستان معلوم شد مشکلات معیشتی. ادامه داستان چیست و این بخشنامه چه ربطی به صحبت ما دارد. کامنتها را زیر خبر "سامانه رسیدگی به پیشنهادات و شکایات در کتابخانه ملی راهاندازی شد" خواندم .
نمونهها:
"سلام استان فارس شهرستان خرمبید شهر صفاشهر ناحیه یک کتابخانه علامه جعفری بدلیل نداشتن نیرو به صورت تک شیف در صبح فعالیت دارد لطفا پیگیری شود".
"سلام ببخشید چرا کتابخانه شهید آوینی خانببین تا ساعت ۲ بعد از ظهر بازه ما این موقع تازه از مدرسه میرسیم خونه".
"چرا کتاب خانه شهید معلم فخار کاشان هیچ وقت باز نیست؟؟؟؟"
شما به همان ستون بروید و کامنتهای دیگر را هم ببینید، متوجه صحبت من میشوید. به علاوه پیام صوتی هم که برای لیزنا فرستاده اند و از لیزنا پرسیده اند که آیا نهاد می تواند حق ما را نا حق کند؟ که خوب لیزنا مشاور حقوقی نیست و اظهار نظری هم نمیتـواند بکند، و فقط میتواند منتقل کند.
در یکی از فایلهای صوتی رسیده، بانویی نگران میپرسند، "آیا امکان دارد که مانند بانکها ما هم پنجشنبه ها برویم سر کار و به ما اضافه کار بدهند؟" و این نگرانی، نگرانی همه کتابداران است.
و پس از خواندنها و گوش سپردنها، با یکی از دوستان عزیزم که عرض کردم، سالهاست در نهاد کتابدار است صحبت کردم و مساله را پرسیدم. فکر کنم بیست دقیقه ای صحبت شد و نظر این دوست عزیزم را هم برایتان مینویسم. برداشت او هم این بود که مساله حقوقها است و دو تا فیش حقوقی هم برایم از دوستانش عکس گرفت و برایم فرستاد که یکیش همان ۸,۱۰۰.۰۰۰ تومانی بود و یکی هم ۱۰.۸۰۰.۰۰۰ تومانی. دوست عزیز من بر این باور است که نهاد دارد نیروهایش را از دست میدهد. در بسیاری شهرها بچه ها دارند جذب آموزش و پرورش میشوند. علت بسته بودن و شیفتی شدنها، نبودِ نیرو است و کتابداران، حتی اون باسابقه ها، در اولین فرصتی که کار گیر میآورند میروند. و خوب به اینجا که رسیدم، باقی را هم من میتونستم حدس بزنم.
بچه هایی که بیش از این نمیتوانند بمانند، کاری پیدا میکنند و میروند. خوب باید استعفا بدهند و بازخرید کنند، و نهاد با ارسال این بخشنامه به همه استانها، هشدار داده است که استعفا به این راحتی قبول نیست و استعفا را تنها در صورتی قبول میکند که یکی از این چهار بند را رعایت کرده باشند، و در غیر اینصورت با استعفا موافقت نمیکند
بند (ب) ماده ۲۱ قانون مدیریت خدمات کشوری
بند (۳) ماده ۴۸ قانون
بند (و) ماده ۱۲۰ قانون
و تبصر (۱) ماده ۱۲۲ قانون
و اگر نهاد با استعفای کتابدارش موافقت نکند، اولین چیزی که کتابدار از دست میدهد، بازخریدی سنواتش است که چون طبق قانون علیرغم مخالفت با استعفا در محل کار حاضر نشده، پس طبق قانون تخلفات اداری باید اخراج شود و به اخراجی هم چیزی تعلق نمیگیرد.
ممکن است این سناریویی که من با کمک دوستم و با بخشنامهای که به دستم رسیده است، برای شما در اینجا چیدهایم، همکاران اداری نهاد را به خنده بیندازد و بگویند ما بیراهه رفتهایم. خواهش میکنم به جای خندیدن، پاسخ بدهید و بگوئید این چیزی که نوشتهای، بیراهه است، سناریوی بیرون آمده از ذهن پریشان توست و واقعیت این نیست. و ما عینا در همین ستون منتشر کنیم که همه از شبهه خارج شوند. و اگر سناریوی ما به واقعیت نزدیک است، خودتان پیش قدم شوید، و طوماری تهیه کنید به امضای همه کتابداران نهاد و پیش رئیس جمهور ببرید، و از ایشان بخواهید که لطفشان را شامل حال کتابدارانی که در بسیاری از شهرها و روستاها، یگانه نماینده فرهنگی شهر هستند، کنند و حقوق این عزیزان را ترمیم کنند. قرار است همین عزیزان هم اهداف نوشته و تصویب شده شما را در شهرهای مختلف به واقعیت نزدیک کنند. جناب رئیس جمهور با ۸ میلیون تومان در ماه، در کوچکترین شهرهای ایران حتی اگر روی پشت بام خانه پدر و مادر چادر زده باشند، هزینه کرایه ماشین هم ندهند، باز ۸ میلیون اسفبار است. سر جدتان به افزایش قیمت مواد غذایی از ۱۴ فروردین تا اول اردیبهشت نگاهی بیندازید، و این علاوه بر تورم وحشتناک ۱۴۰۲ است.
طومار برای رئیس جمهور با همت نهاد را جدی بگیریم، قدر کتابداران زحمتکش نهاد را بدانید.
عمرانی، سید ابراهیم (۱۴۰۳). «درباره وضعیت معیشت کتابداران نهادی و بخشنامه بازخرید سنوات: .. ما هم مردمانیم، برده نیستیم». سخن هفته لیزنا، شماره ۶۹۰، ۳ اردیبهشت ماه ۱۴۰۳

دیدگاه کاربران (130)