داخلی
»کتاب
رمان «فیلی در اتاق» منتشر شد
به گزارش لیزنا، فیلی در اتاق اصطلاحی استعارهای است که منظورش مشکل یا خطر واضحی است که هیچکس نمیخواهد دربارهاش بحث کند یا حرفی بزند. و گاهی در تعاملات مدون اجتماعی چیزی به آشکاری یک فیل نادیده گرفته میشود.
رمان ده فصل دارد.
نام فصلها:
۱: خانهی امن
۲: رد پای زمان
۳: بیتکوین
۴: سرما زیستی
۵: پارابیوسیس
۶: سوءتفاهمهای کوچک و بزرگ
۷: بال پروانه
۸: تلاقی یک معما و یک راهنمایی:
-•-•••
۹: به خاطر عشق به پسرانم: سام و نیک
۱۰: حقیقت یا واقعیت
جریان سیال ذهن دارد.
روی جلد حروف صلح به صورت کد مورس حک شده است.
آغاز رمان اینگونه است، زن جوانی به اتهام قتل در زندان به سر میبرد و به دلایل شخصی، با وکیلش همکاری نمیکند، ناگهان رویه تغییر میکند و شروع میکند به حرف زدن و توضیح دادن.
از پروژهای فوق محرمانهای به نام فیل صحبت میکند که فقط هفتتن از سران جهان از آن خبر دارند که راهکاری برای صلح جهانی میدهد.
در خلال جلسات با وکیلش، دادستان کل که سودای معاون رئیسجمهور شدن در سر دارد، و خبر این پروندهی عجیب قتل به گوشش میرسد در جلسه شرکت میکند و چون نامهای به دستش رسیده که موکل در آن به قتل اعتراف کرده به وکیل میگوید بهتر است روی این پرونده وقت نگذارد. در این حین موکل طلب لپتاپ میکند و میگوید من میتوانم حکم آزادیام را برایتان ایمیل کنم، ولی برای احقاق حقیقت اینجا هستم و با مهارتهای علم کامپیوتری و کدنویسیاش، سندی را جلو رویشان میگذارد و همینطور صدای ضبطشدهای را پخش میکند که در آن دادستان به قتل رئیسجمهور اعتراف کرده، پس همه به نبوغ او پی میبرند و اهمیت پرونده معنا پیدا میکند.
سپس موکل از پروژهی فیل میگوید و تقاضای انتقال به خانهی امن...
از طرفی وکیل پرونده، درگیریهای خانوادگی داشته و همینطور همسرش به سرطان مبتلاست و به هر دری میزند تا بتواند زنش را معالجه کند.
بنابراین از طریق یکی از دوستانش شنیده بود شرکتی ابرقدرت شیمی و دارو به نام اَلفارماکِم، داروی سرطان را کشف کرده. پس رزومه میفرستد و تقاضای ملاقات میکند. (مدیر عامل مردی ایرانی به نام ساعد معالی است که دفتر اصلی الفارماکم در نیویورک است.)
سپس برای ملاقات میروند و در آنجا فرمهای حفظ اسرار امضا میکنند و دکتر میگوید داروی سرطان کشف شده، ولی به دلایل تجاری و... دارو در اختیار همه قرار نمیگیرد.
پدر موکل که ماریا تریبیانی نام دارد، مدیر خط تولید کارخانهی قرص استامینافن کدیین بوده با مدیر عامل دیگری به نام ساعد معالی، طی شبی، با تزریقِ خاصی فلج میشود.
بعدها به دخترش میگوید چون متوجّه شدم دارند از مواد اولیهی تولید استامینیفون کدیین سواستفاده گرده و شیشه تولید میکنند، مرا فلج کردهاند.
دختر با شنیدن این حرف راهی نیویورک میشود تا از ساعد معالی که مدیر عامل الفارماکم است، انتقام بگیرد.
نقطه عطف داستان فلشبکهای جذاب آن است. چون مولف مدام فلشبک میزند و اطلاعاتی از گذشتهی دختر داده میشود که نابغهی کامپیوتر و زبان است و در دارکوب فعالیت دارد.
به خاطر پدرش شیمی میخواند و به شیمیست متبحری تبدیل میشود.
الفارماکم پروژههای فوق محرمانهای را کار میکند؛ من جمله کریسپر (اصلاح ژنتیکی) که بعدها ماریا تریبیانی متوجه میشود خودش هم قربانی پروژهی ابر سرباز بوده و نمونهی آزمایشگاهی... پروژههای دیگری مثل انجماد زیستی، ساخت تسلیحات بیولوژیکی و...
همینطور در رمان معماهایی کار گذاشته شده و شخصیتهایی در قالب روانشناسی توضیح داده شده است.
(پارابیوسیس: یعنی انتقال خون جوان به پیر؛ یکی از شخصیتها از ماریا (به دلیل کریسپر بودنش) باجخواهی میکند و از خون اوو استفاده میکند.
سرمازیستی هم یعنی جسم منجمد شود در فریزر (و بعدها باز به حیات برگردد) دو شخصیت منجمد میشوند در رمان.
پروژهی فیل
پروژهای است که راهکاری برای صلح جهانی میدهد
(ماریا تریبیانی یا همان مریم رادمهر، متوجه میشود الفارماکم تسلیحات بیولوژیکی تولید میکند و با شیوع انواع بیماریها مثل (طاعون جدید
) در کشور تحت جنگ با داعش و ندادن واکسن قصد راهاندازی جنگ جهانی سوم را دارد. پس واکسن را میدزد و مهندسی معکوس میکند. سپس از طریق کد مورس
با گروه فیل ارتباط برقرار میکند (خودش سر دستهی این گروه است و به آنها اطلاعات میدهد)
و تمام عملیات الفارماکم را خنثی میکند...
در رمان از علومی مثل فیزیک کوانتوم، فلسفه آیاهدف مسیر را توجیه می کند، روانشناسی مدرن، مدیریت، کدنویسی و ماشینلرنینگ، شیمی، زیست، دراگ دیسکاوری و... استفاده شده است.
برشی از رمان:
بهراستی هیولای درون چگونه شکوفا میشود؟ اصلاً هیولای درون چیست؟ بهنظرم یکبعد مخفی در وجود هرکسیاست که نباید هیچ وقت منکر این بعد شویم. همیشهی خدا باید گوشهی ذهنمان آنرا حی و حاضر، صحیح و سالم داشته باشیم. میدانی من همیشهی خدا کشآمدن زمان را مسبب و بانی و دلیلِ تمام اشتباهاتم میدانم. میدانی کشآمدن زمان یعنی چه؟ یعنی اینقدر حوادث آهسته و در زمانی طولانی رخ میدهند که گویا همه چیز از اول به همین شکل بودهاند، تو متوجه نمیشوی، تو درک نمیکنی این همه تغییر را.
میدانی کشآمدن زمان یعنی با ملایمت تغییر کردن.
برشی از رمان:
«دختر جان... أواخر کارم در کارخانه متوجه سوءاستفادهی افراد از مواد اولیهی شیمیایی موجود در کارخانه شدم... میدونی که کارخونهی ما ساخت دارو، استامینافنکدیین را بهعهده داشت. این أواخر متوجه شدم که از مواد اولیه نهتنها برای فرآوری استامینافنکدیین استفاده میکنند بلکه با افزودن فسفات در آزمایشگاههای دیگه، مواد مخدر تولید میکنند و به کشورهای مختلف میفرستند. جالبه بدونیکه انواع مختلف مواد مخدر تولید میکردند... از جمله: کراک ایرانی که از واکنش دزومورفین یا همان هروئین فشرده، کافئین و متامفتامین تولید میشد. و یا مخدر بونسای یا همون ماریجوانای مصنوعی یا همون هروئین فقرا در ترکیه، کروکودیل و هروئین گل... این کارخونه رتبهی اول رو در صنعت مواد مخدر کسب میکرد و همهش در کارخونهای که من مدیر تولید اون بودم. دزومورفین با روشی راحت و ساده از کدئین ساخته میشه و قدرت سرخوشی اون سه برابر هروئینه. حالا شاید بپرسی استامینافن_ کدئین چهربطی به مواد مخدر داره؟ قبلاً هم گفتم... سوءاستفاده از مواد اولیه... با اضافه کردن فسفر از ستون پنجم اصلی جدول تناوبی و ید با قیمت ناچیز مادهی مخدر کراک، هروئین فشرده و هروئین گل رو با درصد خلوص بالا در آزمایشگاههای من پخت میکردند و در سطح دنیا پخش میکردند، مثل آب خوردن از شرکت، مادهی اولیه کدئین رو میگرفتند و هم به استامینافن_کدئین تبدیل میکردند و هم مادهی مخدر. سود بسیاری هم براشون داشت... چون عملاً صفر تومان هم هزینه براشون نداشت. بهعبارتی کارخونهی ما هم تبدیل به یکقطب بزرگ دارویی شده بود و از طرفی تبدیل بهیک قطب بزرگساخت مواد مخدر با درصد خلوص بالا... زمانیکه متوجه این قضیه شدم بهدوست و صاحبکارم خبردادم...»
مریم نفیسیراد مترجم و نویسندهی ایرانی متولد دههی هفتاد خورشیدی است. وی قبلا کتابهای آوای وحش، قصه عشق، بادبادکباز، مردانی در آفتاب و آدمهای معمولی را ترجمه کرده است و رمان فیلی در اتاق اولین اثر تالیفی این نویسندهی جوان است.
۱. از توهین به افراد، قومیتها و نژادها خودداری کرده و از تمسخر دیگران بپرهیزید و از اتهامزنی به دیگران خودداری نمائید.
۲.از آنجا که پیامها با نام شما منتشر خواهد شد، بهتر است با ارسال نام واقعی و ایمیل خود لیزنا را در شکل دهی بهتر بحث یاری نمایید.
۳. از به کار بردن نام افراد (حقیقی یا حقوقی)، سازمانها، نهادهای عمومی و خصوصی خودداری فرمائید.
۴. از ارسال پیام های تکراری که دیگر مخاطبان آن را ارسال کرده اند خودداری نمائید.
۵. حتی الامکان از ارسال مطالب با زبانی غیر از فارسی خودداری نمائید.